تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
استغراق « 462 » باشد ، حكم تحريم بر همه [ 152 ] واقع گردد . و روا نباشد كه ملك كسى را راه ساخته شود به اعتماد آن كه هر كسى گامى خواهد نهاد كه در آن نقصانى نباشد ، زيرا كه مجموع مفوّت « 463 » ملك شود . و اين چون زدني سبك باشد كه براى تعليم مباح بود ، و ليكن به شرط انفراد ، و اگر از جماعتى باشد كه موجب قتل شود ، بر همه قصاص واجب آيد ، با آن كه هر يكى اگر منفرد بودى موجب قصاص نگشتى . و اگر ظالم در موضع غير مغصوب فرض كرده شود ، چون زمين موات مثلا ، پس اگر زير خيمه يا مظلّه‌اى « 464 » باشد از مال او كه حرام است ، در رفتن بر او روا نباشد ، زيرا كه انتفاع است به حرام و سايه گرفتن از آن . و اگر آن همه حلال فرض كنى ، به در رفتن - از آن روى كه در رفتن است - عاصى نشود ، و به سلام گفتن هم ، و ليكن اگر سجود يا ركوع كند يا در خدمت او بايستد ، ظالم را اكرام كرده باشد به سبب ولايتى كه آلت ظلم اوست ، و تواضع ظالم را معصيتى است . بل هر كه توانگرى را كه ظالم نباشد براى توانگرى تواضع كند ، نه براى معنى ديگر كه موجب تواضع باشد ، چهار دانگ از دين او كم شود ، پس تواضع ظالم چگونه باشد ؟ و جز مجرّد سلام مباح نيست . و اما دست بوسيدن و در خدمت پشت خم دادن معصيتى است ، مگر در حال خوف ، يا امام عادل را ، يا عالمى را ، يا كسى را كه به كارى دينى مستحق آن باشد . بو عبيدهء جرّاح دست عمر را - رضى اللّه عنهما - ببوسيد چون در شام او را بديد ، و عمر بر او انكار نكرد . و بعضى سلف مبالغت كرده‌اند تا به حدى كه از جواب سلام امتناع نموده‌اند . و روى گردانيدن از ايشان براى استحقارشان از محاسن قربتهاست . و اما در جواب سلام ناگفتن نظر است ، زيرا كه آن واجب است ، پس بايد كه به ظلم ساقط نشود . و اگر در رونده « 465 » آن همه بگذارد و بر سلام اقتصار نمايد ، از نشستن بر بساط ايشان خالى نباشد « 466 » . و چون بيشتر مالهاى ايشان حرام است ، بر فرشهاى ايشان نبايد نشست . اين از روى فعل است .

و اما سكوت

( 1 ) آن كه فرش ابريشمين بيند و اوانى سيمين ، و ايشان و غلامان ايشان جامه‌هايى كه حرام است پوشيده باشند . و هر كه بديى بيند و خاموش باشد ، در آن بدى شريك باشد ، بل از
هامش
( 462 ) استغراق ، همه را فرا گرفتن ، الاستغراق هو الشمول لجميع الافراد بحيثه لا يخرج عنه شيء ( اصطلاح است ) . ( 463 ) مفوّت ، فايت كننده . ( 464 ) مظلّه ، سايبان . ( 465 ) در رونده ، وارد شونده بر ظالم . ( 466 ) يعنى ناگزير بر بساط آنان ( ظالمان ) بايد بنشيند .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 310 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى