خواند ، و دوم اخلاص ، و آن دو ركعت طواف است . زهرى گفت : سنّت مقرر شده است كه پس از هر [ هفت بار طواف ] دو ركعت ببايد گزارد ، و اگر أسابيع طواف به هم پيوندد و دو ركعت بگزارد روا ، پيغامبر - عليه السلام - بر اين جمله بكرده است : و هر اسبوعى طوافى است . و پس از دو ركعت طواف دعا كند ، و بگويد : اللّهمّ يسّر لي اليسرى و جنّبنى العسرى و اغفر لي في الآخرة و الاولى ، اللّهمّ اعصمنى بالطافك حتّى لا أعصيك و اعنّى على طاعتك بتوفيقك و جنّبنى معاصيك و اجعلني ممّن يحبّك و يحبّ ملائكتك و رسلك و يحبّ عبادك الصّالحين . اللّهمّ حبّبنى إلى ملائكتك و رسلك و إلى عبادك الصالحين . اللّهمّ فكما هديتني [ الى ] الإسلام فثبّتنى عليه بالطافك و دلالتك و استعملني بطاعتك و طاعة رسولك و أجرني من مضلّات الفتن . پس به حجر باز گردد ، و آن را ببسايد ، و طواف را بدان ختم كند . پيغامبر - عليه السلام - گفت : من طاف بالبيت أسبوعا و صلّى ركعتين فله من الاجر كعتق رقبة .
اى ، هر كه هفت تك طواف كند و دو ركعت نماز بگزارد او را ثواب آزاد كردن بندهاى باشد . اين است كيفيت طواف . و واجب از اين جمله ، پس از شروط نماز ، آن است كه عدد طواف را به هفت بار استكمال كند به كلّ خانه ، و ابتدا از حجر باشد ، و خانه بر دست چپ كند ، و طواف درون مسجد بود ، و بيرون خانه ، نه بر شادروان و نه در حجر ، و تكها متوالى باشد ، نه متفرّق ، تفريقى بيرون از معتاد . و آن چه جز اين است سنّتها و هيئتهاست .
جملهء پنجم - [ در سعى ]
( 1 ) چون از طواف فارغ شود ، از در صفا بيرون آيد ، و آن برابر ضلع است - ميان ركن يماني و حجر - و چون از آن در بيرون آمد و به كوه صفا رسيد ، درجه « 98 » اى چند در حضيض كوه - بر اندازهء بالاى مرد - بر رود . پيغامبر - عليه السلام - [ بر رفت ] تا كعبه وى را ظاهر شد . و ابتداى سعى از [ اصل ] اين كوه بسنده است . و اين زيادت بر رفتن مستحب است ، و لكن موضعى از آن درجهها محدث است ، « 99 » بايد كه آن را پس پشت نگذارد كه سعى به إتمام نرسيده باشد . و چون از اينجا آغاز كرد ميان او و مروه هفت بار سعى كند .
و در حال بر رفتن بر صفا بايد كه روى به خانه آرد و بگويد : اللّه أكبر اللّه أكبر الحمد للَّه على [ 421 ] ما هدانا الحمد للَّه بمحامده كلّها على جميع نعمه كلّها لا إله الاّ اللّه وحده لا شريك له ، له الملك و له الحمد ،
هامش
( 98 ) درجه ، پله .
( 99 ) پلههاى تازه ساخته شده است و در اصل نبوده .