تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
و بعضى علما براى غزو به سياهى رنگ كرده‌اند . و چون نيت صحيح باشد بىمتابعت هوى و شهوت ، باكى نبود . سوم سپيد كردن آن به گوگرد ، بر سبيل استعجال تا علوّ سن ظاهر گرداند ، و به واسطهء آن توقير و قبول شهادت حاصل آيد ، و به روايت از مشايخ مصدّق باشد ، و بر جوانان ترفّع نمايد ، و كثرت علم ظاهر كند از آن روى كه پندارند كه از بسيارى ايام فضل حاصل شود . هيهات ، كه جاهل را به كبر سن جز جهل زيادت نشود . و علم ثمرهء عقل است ، و آن غريزتى است كه پيرى در آن تأثير نكند . و كسى كه غريزت او حمق باشد ، درازى مدت حماقت او را مؤكّد كند . و پيران جوانان را به علم تقديم كردندى . و عمر ابن عباس را [ با آن كه جوان بود ] بر أكابر صحابه - رضى اللّه عنهم - مقدم داشتى و به سؤال مخصوص گردانيدى . و ابن عباس گفت : ما اتى اللّه عبده علما الاّ شابّا و الخير كلّه في الشّباب . اى ، حق تعالى بندهء خود را علم نداد مگر در جوانى ، و همهء نيكى در جوانى است [ 245 ] پس اين آيت بخواند :
قالُوا سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ
. « 144 » و آيت ديگر :
إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ
. « 145 » و آيت ديگر :
وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا
« 146 » . و انس گفتى كه [ پيغامبر ] به رياض قدس انتقال فرمود و در محاسن و سر او بيست موى سپيد نبود . گفتند چرا ؟ كه پيغامبر را كبر سن حاصل شده بود . گفت : حق تعالى وى را به پيرى معيوب نگردانيد . گفتند : پيرى عيب باشد ؟ گفت : نه شما همه آن را كراهيت مىداريد ! و گفته‌اند كه يحيى أكثم بيست و يك ساله بود كه متقلّد قضا شد . و مردى خواست كه وى را به صغر سن خجل گرداند ، پرسيد كه سن قاضى القضاة - ايّده اللّه - چند است ؟ گفت مثل سن عتّاب اسيد است در آن حال كه پيغامبر وى را امارت و قضاى مكه فرمود . و آن مرد بدين سخن مفحم شد . « 147 » و روايت كرده‌اند كه مالك گفت : در بعضى از كتب خواندم كه به ريش فريفته مشويد كه آن بز را هم هست . و بو عمر و علا گفت : چون دراز بالا ، خرد سر ، پهن ريش را بينى ، حكم كن كه احمق است ، اگر چه اميّهء عبد شمس باشد .
هامش
( 144 ) انبياء 21 - 60 . ( 145 ) كهف 18 - 13 . ( 146 ) مريم 19 - 12 . ( 147 ) مفحم شد ، ساكت شد ، زبانش بسته شد ، خاموش شد به حجّت .