فى المثل چرا نگفتيد :
اگر وضو براى كسى مضرّ و عسرآور است ، آنكس وضو نگيرد و چنانچه وضو براى كسى مضرّ نيست و عسر و حرج ندارد وضو بگيرد .
يعنى هركسى من باب حال خودش ، آيا اين موردى نيست ؟ خوب در باب شبههء غير محصوره هم مسئله را اينگونه پياده كنيد ، چرا آن را به صورت يك قانون كلّى درآورديد و گفتيد : چون اغلب موارد براى اغلب مردم عسر و حرج دارد پس بهطور كلّى هيچكس نبايد احتياط كند حتّى آن كسى كه احتياط كردن برايش آسان است ؟ حضرات چه پاسخ مىدهند ؟
مىگويند : از اين جهت اين قانون را بهعنوان يك قانون كلّى وضع كرديم كه در برخى از احاديث آمده است كه احكام خدا داراى عسر و يسر غالبيين است نه عسر و يسر نادريين .
يعنى چه ؟
يعنى خداى عالم وقتى بخواهد يك حكمى را مقرّر بفرمايد ، ملاحظه مىكند كه آيا اين حكم و قانون براى اكثر مردم نافع و سودمند است يا نه ؟
اگر از نظر او براى اغلب مردم نافع باشد آن را جعل مىنمايد و لو براى تعداد قليلى هم مضرّ و عسرآور باشد .
اگر از نظر او براى اغلب مردم داراى عسر و حرج باشد آن را جعل نمىكند و لو براى تعدادى هم مفيد باشد و نه عسرآور .
پس احكام خدا دائر مدار عسر و يسر غالبيين است .
فى المثل :
روزه در حضر واجب است و نه در سفر . چرا ؟
چون روزه گرفتن غالبا براى مسافرين عسرآور است ، اگرچه ممكن است براى برخى همچنين عسرى نداشته باشد .
و لذا بهطور كلى اين قانون وضع شد كه مسافر روزه نگيرد .
و يا فى المثل :
وضو گرفتن براى اغلب مردم يسرآور و آسان است ، اگرچه ممكن است وضو گرفتن براى كسى در بيابان و يا به علّت سرماى شديد ، عسرآور باشد كه آن را با قاعدهء اضطرار از آن قانون خارج مىكنند .
و لذا بهطور كلّى اين قانون وضع شد كه مردم براى نماز و يا . . . وضو بگيرند .
پس در باب عسر و حرج اغلب ملاك است و نه نادر .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 383
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٨٣