الغافلين ، و فككت قلبك من أسر الشّيطان ، و قدمت باب الله في معشر الواردين إليه ، و سلكت مسلكا رجوت الاذن بالدّخول على الملك الكريم الجواد الرّحيم ، و استيطاء بساطه على شرط الاذن ، و من وطئ بساط الملك على شرط الاذن ، لا يحرم سلامته و كرامته ، لانّه الملك الكريم و الجواد الرّحيم .
مىفرمايد كه : علاج اين خصلتهاى ذميمه ، از اصل و فرع ، دورى كردن است از خلايق ، و ترك كردن دنيا است ، و طلاق دادن راحت و در پى راحت نبودن ، و از تعارفات ميان مردم كناره گرفتن ، و منشأ شهوات و خواهشهاى نفسانى را از بيخ بر كندن ، و وصول به اينها ميسّر نمىشود مگر به دوام ذكر الهى ، و ملازمت طاعت و بندگى ، و تحمّل نمودن جفا و آزار خلق ، و از ملامت خويشان و ساير مردم باك نداشتن ، و شماتت دشمنان و اقربا را به خود آسان كردن . هر گاه تو اينها را بجا آوردى پس به يقين گشودهاى به روى خود ، درى از عطوفت و شفقت الهى را ، و منظور نظر رحمت رحيم حقيقى شدهاى ، و از سلك غافلان بيرون رفته ، در فرقهء بيداران منسلك شدهاى ، و دل خود را از بند شيطان لعين خلاصى دادهاى ، و با گروه روندگان به جانب خدا ملحق گشتهاى ، و به راهى رفتهاى كه روندهء آن راه زود باشد كه مأذون شود به دخول بهشت و مرخّص شود به گذاشتن قدم بر بساط مالك الملوك ، و هر كه قدم گذاشت بر بساط مالك الملوك ، محروم نمىشود از سلامت از عقاب و عذاب ، و دور نمىماند از كرامت : « مفتّحة لهم الابواب » .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 498
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٤٩٨