جواب داد بر روى ماهى است بيان كرديم كه بنا بر وجهى مقصود از ماهى نيروى دافعه است و امام كلمه حوت را رمز نيروى دافعه آورده است زيرا در آن تاريخ اصطلاح نيروى دافعه مجهول و در خور فهم عمومى نبوده است .
و بنا بر اين ممكن است حوت كوچكى كه آن را به كمتر از يك وجب و درشتتر از يك فتر تعبير كرده است رمز حادثه ميلان محور باشد زيرا دانشمندان امروز بعلاوه از حركت وضعى زمين كه پايه پديد شدن شب و روز است و حركت انتقالى آن در يك مدار بيضى كه پايه فصول اربعه است و تحولات جوى ديگر براى زمين يك حركت افقى كشف كردهاند كه از آن تعبير بميلان محور كنند و معتقدند كه زمين با يك حركت بسيار كند و نامنظم مانند يك قرقروك بدور خود ميچرخد و بر اثر اين حركت در دوران بسيار طولانى كه برخى آن را به بيش از چهل هزار سال تخمين زدهاند دو قطب جاى خود را عوض ميكنند و نقطه قطب شمال بجاى قطب جنوب قرار ميگيرد و نقطه محاذى قطب جنوب بجاى قطب شمال و بنا بر اين نسبت اين حركت بمدار كمربندى زمين كه در سطح يك دائره عظيمه معدل النهار است و مركز نيروى دافعه است همان نسبت كمتر از يك وجب است به آن دائره بزرگ و ممكنست گفته شود ميلان محور بر اساس يك حركت منظمى نيست و گاه گاه بر اثر تحولات جوى زمين تحت تأثير قرار مىگيرد و بگرد خود چرخى مىزند و با اين جمله كه :
« هر گاه خدا عز و جل خواهد زمين بلرزد آن حوت كوچك را بسوى اين حوت بزرگ ميفرستد و چون چشم او بدان حوت افتد پريشان شود و زمين بر خود بلرزد » به اين حقيقت اشاره كرده است .
366 -
( 1 ) از تميم بن حاتم گويد : ما با امير المؤمنين ( ع ) بوديم و زمين پريشان شد و آن حضرت با دست بدان اشاره كرد ( بدان كوبيد خ ب ) و سپس فرمود : آرام باش تو را چه شده است ؟ سپس رو بما كرد و فرمود :
هلا اگر اين پريشانى همان بود كه خدا عز و جل گفته است از من پذيرا ميشد ( آرام ميشد ) ولى اين پريشانى آن پريشانى موعود نيست .
شرح -
از مجلسى ره - قوله ( ع )
« لاجابتنى »
يعنى اگر اين لرزش براى رستاخيز بود كه خداوند در سوره الزلزال خبر داده است بر اثر خواست من آرام ميشد و روز رستاخيز بتأخير مىافتاد هنگامى كه از او ميپرسيد تو را چه شده است ؟
( و سپس مرحوم مجلسى ره در اين زمينه روايتى از كتاب علل شيخ بزرگوار صدوق نقل كرده است ) .