كوه را كه دو سمت گذرگاه ما بود به خوبى بررسى كنيم و نشانههائى از آن بدست داشته باشيم - مقصود اينست كه اين محل تا مدينه 10 يا 15 منزل است و از حجاز است و ربطى بشام ندارد .
و اينكه در بيان ابن محبوب از قول سعيد بن يزيد آن را از شام به حساب آورده است يا به اعتبار اين بوده است كه در آن تاريخ حكومتى در شام وجود داشته كه تا اين حدود در قلمرو او بوده است و به اين اعتبار اين محل را از شام به حساب آورده است و يا اينكه اين نسبت تقريبى است و از نظر بيان ناحيه و سمت محل اين كوه است و در محلى كه سعيد بن يزيد اين حديث را براى ابن محبوب نقل كرده است مثلا كوفه و يا يكى از شهرهاى ايران اين محل را بعنوان ناحيه و سمت شام معرفى كرده است .
( دنباله داستان صالح و قومش )
214 - ( 1 ) از ابى بصير گويد به امام صادق ( ع ) گفتم ( 24 - القمر ) ثمود به بيم دهندگان تكذيب كردند 25 - آيا ما پيروى يك آدمى مانند خود را بكنيم ؟ در اين صورت ماها در گمراهى و در آتشيم 26 - آيا از ميان ماها همه دستور خدا به آن يكى القاء شده ؟ نه ، بلكه بسيار دروغگو و پر مدعا و سر مست است ( و از ميخواهد بدين وسيله بما آقائى كند ) يعنى چه ؟
در پاسخ فرمود : اين داستان اينست كه ثمود ، صالح پيغمبر خود را تكذيب كردند ، و خداوند عز و جل هرگز مردمى را هلاك نكرده است تا پيش از آن رسولانى بدانها فرستاده و براى آنها حجت آوردند و خداوند صالح را بقوم ثمود فرستاد و آنها را بسوى خدا دعوت كرد و آنها اجابت نكردند و بر او سركشى كردند و گفتند ما به تو ايمان نياوريم تا از اين كوه سنگى و سخت يك شتر ده ماهه براى ما بيرون آورى و آن صخره را تعظيم ميكردند و پرستش مينمودند و در سر هر سالى در برابر آن قربانى ميكردند و نزد آن جمع ميشدند و به او گفتند اگر چنانچه تو بپندار خود پيغمبرى و فرستاده خدائى پس از خداى خود بخواه تا از اين سنك سخت براى ما يك ماده شتر ده ماهه بر آورد و خدا آن را چونان كه ميخواستند از آن بر آورد .