است دو قسم از اين اقسام پنجگانه - يعنى قسم دوم و قسم چهارم - از او صادر گردد .
بدين طريق وى به بحث قدرت خاتمه مىدهد .
3 - علم واجب تعالى
اين فصل دربارهء صفت علم بارى تعالى است . رءوس مطالب در اين فصل به شرح ذيل است :
1 . شرح دليل أوّل خواجه ( - احكام حق تعالى )
2 . شرح دليل دوم خواجه ( - التجرّد )
3 . شرح دليل سوم خواجه ( - كيفية قدرته و استناد كلّ شيء إليه )
4 . شرح چهار پاسخ خواجه از سؤال معترضان :
الف ) « و التغاير اعتبارى . »
ب ) « تغيّر الإضافات ممكن . »
ج ) « لا يستدعى العلم صورا مغايرة للمعلومات الخارجية . »
د ) « يمكن اجتماع الوجوب و الإمكان باعتبارين . »
مسئلهء علم بارى يكى ديگر از مسائل اختلافى ميان متكلّمان اسلامى است ، به طورى كه برخى از متكلّمان صفت علم را به طور مطلق براى بارى تعالى ثابت مىكنند و برخى آن را به طور مطلق نفى مىكنند و بعضى ديگر قائل به تفصيلند .
چون خواجه نصير از مثبتان علم بارى تعالى به طور مطلق است ، ابتدا دلايل إثبات علم بارى را ذكر مىكند كه مجموعا سه دليل است . دليل أوّل ايشان كلامى و دو دليل ديگر فلسفى است . با توجّه به شخصيت علمى خواجه ، او در كتاب تجريد الاعتقاد خود صرفا به عنوان يك متكلّم بحث نمىكند ، بلكه گاه در جهت تقويت مباحث كلامى ، آن را با براهين فلسفى در مىآميزد . به هر حال خواجه پس از ذكر دلايل ، به ردّ شبهات و اعتراضاتى كه مخالفان علم بارى در اين باب وارد كردهاند ،