خودت و ديگر از اين جهت كه ابى طالب دوستت ميداشت .
( دو چيز كه رسول خدا را مسرور نمود )
121 - حسن بن زيد گويد : از جمعى از خانوادهام شنيدم كه ميگفتند : روز فتح خيبر بود كه جعفر ابن ابى طالب از مهاجرت بازگشت ، پيغمبر از جاى برخاست و پيشانى جعفر را بوسيد . سپس فرمود ندانم بكدام يك از اين دو خوشحالتر باشم بآمدن جعفر يا فتح خيبر .
و من رواياتى را كه در اين باره رسيده است در كتاب فضايل جعفر نقل كرده ام
( پيغمبر ( ص ) بهر يك از حسن و حسين دو صفت به ارث بخشيد )
122 - دختر ابى رافع گويد : در مرض موت پيغمبر ( ص ) فاطمه دختر رسول خدا حسن و حسين را به خدمت پدر آورده و عرض كرد يا رسول الله اينان دو فرزند دلبند شما هستند چيزى به ارث به اين دو مرحمت فرما .
فرمود : هيبت و بزرگوارى خود را بحسن و جرات و بخشش خود را بحسين واگذار نمودم .
[ كلام مترجم ]
[ روايت 123 و 124 نيز به همين مضمون است با اين تفاوت كه در روايت 124 بجاى بزرگوارى حلم و بجاى جرات مهربانى گفته شده است .