وصف بهار و علفزارهاى صحراى تركستان
و موسم بهار بود . چه بهار ! نهار الطاف الهى از مطلع اعتدال ربيعى طالع شده و لوامع نعم غير متناهى از مشرق نوروز سلطانى لامع گشته . عساكر سبزه از بطون و اطباق « 1 » زمين ، تيغ تيز ساخته رو بصحراى دبور آوردند ، نجوم زاهرهء زهر ربيع همچو زهرهء زهرا كه زينت فزاى سطح باغ مينو رنگ اين اورنگ بسط فضاى زمين را [ 118 ر ] رشك ترصيع « 2 » جواهر زواهر ساختند و صنوف شعب اشجار از لطايف بهار در عرصه و معركهء روزگار اعلام سفيد فام ازهار برافراختند . لالهاى گوناگون در فضاى بوقلمون ياقوت مرصع بزبرجد را داغ رشك بر سينه نهادند و شاخهاى ارغوان در اطراف و اكناف باغ و راغ چهرهاى گلگون را بگلغونه آرايش داده ، همچو رخسار عروسان باز گشادند . در هر قطرى از اقطار آثار صنع الهى كه از منظر رفيع المنار « 3 » « فَانْظُرْ إِلى آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها » « 4 » متلالاء و متجليست ، عالم كون را از بدايع ابداع آذين بستند و لطايف صنع ربّانى كه ارقام ابطال بر بدايع نقوش مانى كشيده دست هنر نماى نقش بندان كارگاه جهانرا بشكستند . ابيات