تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
مسلمة بن عبد الملك را به روم اندر ، و عمر بن هبيره را به عراق اندر و خوراسان همچنين . پس به دمشق بمرد ، به جايى كه آن را بلقا خوانند ، اندر ماه شعبان سال صد و پنج . و او را عمر سى و سه سال بود ، و سى و چهار هم روايتست . اندر نسب : ابو خالد يزيد بن عبد الملك بن مروان ؛ مادرش : عاتكة بنت يزيد بن معاويه ؛ حليت : مردى بود دراز ، ضخم و گردروى ؛ وزير : اسامة بن زيد السّليحى از بنى قضاعه ؛ نقش الخاتم فى الحساب * بود . خلافت هشام بن عبد الملك نوزده سال و هشت ماه و بيست روز بود ، و به ديگر روايت روزها هفت گويد . و اشرس بن عبد اللّه را به خراسان فرستاد ، و به سمرقند و بخارا و بيكند وقعتها بود . پس خوراسان جنيد را داد ، و عاصم بن عبد اللّه آنجا رفت ، و باز خوراسان و عراق ، جمله خالد بن عبد اللّه را داد . و خالد برادرش ، اسد ، را به خراسان فرستاد . و اندر سال صد و ده بود كه ابو العبّاس السّفاح ، اوّل خلفا ، از مادر بزاد . بعد ازان كه خالد را عزل كرد و عراق و خراسان يوسف بن عمر بن هبيره را داد ، و باز خراسان را مفرد به نصر بن سيار داد ، و به وى بماند تا ابو مسلم او را بيرون كرد به وقت دعوت بنى العبّاس . اندر سال صد و بيست زيد بن على بن الحسين به كوفه بيرون آمد ، و يوسف بن عمر با وى حرب كرد ، تا به شب اندر ، تيرى رسيدش به مغز اندر ، و بمرد . و پسرش او را در چاهى افكند و هامون كرد ، و خود بگريخت و برفت . و ديگر روز غلام زيد كه او را برداشته بود ، نشان بداد . و بعد ازان او را چيز پذيرفتند ، و زيد را از چاه برآوردند و تنش بر دار كردند ، و مدّتها بماند ، بعد ازان بسوختندش . و اين جماعت را كه زيديان خوانند بدين زيد منسوب‌اند . و هشام اندر سال صد و بيست و سه محمّد بن على الامام را بياورد ، جدّ خلفا . گفت معاويه از عبد اللّه بن العبّاس زمينى خريد به مبلغ صد هزار درم ، و بهايش بستد عبد اللّه . و پس زمين از وى بازخواست و ده روز او را بازداشت ، تا موسى السّراج درم بپذيرفت و بداد ، و محمّد را بيرون آورد . و ازان پس به دعوت بنى العبّاس اندرآمد . و هشام را فطنت و زيركى بود ، و ليكن بخيل بوده است ، و