1291 / 1874 هلنديها پايتخت كوتاراجا را مىگيرند
1291 - 1321 / 1874 / 1903 محمد داود شاه ، علاء الدين
1321 / 1903 استيلاى كامل هلنديها بر اچه يا اتجه
اتجه يا اچه « 1 » به شمالىترين بخش سوماترا اطلاق مىشود و آنجا مركز يك دولت قدرتمند اسلامى بود كه گاهى نيز بر قسمت زيادى از پسكرانههاى سوماترا در راستاى جنوب حكم مىراند . بدون ترديد ، فعاليتهاى مستمر اسلامى كه از غرب هند به اين منطقه سرايت كرده بود از قرن هفتم / سيزدهم سابقه داشت . ماركوپولو از شهرى مسلماننشين به نام فرلك ( پرك ) در سال ساحل شمالشرقى سوماترا و در امتداد تنگهء مالاكا ياد مىكند ؛ ابن بطوطه نيز نيز چهل سال بعد در بندرگاههاى مسلمان آنجا پياده شده است ؛ از نام حكمرانان مختلف مسلمان آنجا ، كه براى برخى از آنها سكههايى نيز موجود است ، از حدود سال 1300 آگاهى داريم .
وقتى سلطاننشين اتجه در اوايل قرن دهم / شانزدهم استقرار پيدا كرد ، بلافاصله بيشتر تجارت و دادوستد با گجرات و چين را در اختيار خود گرفت و در اين مرحله از سياست توسعهطلبانه ، خود با پرتغاليان در مالاكا و دولتهاى مالايايى چون جوهور و پرلاك به مقابله پرداخت و سلطانهاى آن به جلب دوستى و كمك از تركان عثمانى پرداختند . در نتيجه نزاع سهجانبهاى ميان پرتغاليها ، اتجه و جوهر درگرفت و در قرن يازدهم / هفدهم با پيدا شدن هلندىها و انگليسىها در آن منطقه بر بغرنجى مسأله افزوده شد . تا اينزمان سلطانهاى اتجه با هلنديها بر سر صدور قلع كه از پرلاك به دست مىآمد معامله مىكردند ، اما در بخش اخير قرن يازدهم / هفدهم اتجه تحت حكومت اسمى يك عده حكمرانان زن كه در زمان آنها اقتدار واقعى در دست رؤساى بزرگ بود ، رو به ضعف و انحطاط نهاد . با اينهمه ، اتجه همچنان به صورت يك مركز دينى و فرهنگى قدرتمندى براى دين اسلام در اندونزى باقى ماند و دانشمندان معروفى چون حمزه فنصورى ( رو نقش در اواخر قرن دهم / شانزدهم ) كه از مخالفان عرفان صوفيانهء نوع هندى در اندونزى بودند ، پرورش داد .
در قرن سيزدهم / نوزدهم ، تنش ميان دولت هلند كه سوماتراى جنوبى و مركزى را در
هامش
( 1 ) . در دائرة المعارف فارسى اتجه يا آچين