سنكرانى قرار داشت ( هرچند محل پايتخت مالى در زمانهاى مختلف ظاهرا متفاوت بوده است ) . مالى روابط قوى فرهنگى و دينى با سرزمينهاى اسلامى افريقاى شمالى و مصر و ارتباطات سياسى و دينى با مرينىهاى مراكش ( بنگريد به شمارهء 16 ) و مملوكان مصر ( بنگريد به شمارهء 31 ) برقرار كرد . چند تن از شاهان مالى براى سفر حج به عربستان رفتند و از ميان آنها منسا موسى اول ( كه در زمان او جهانگرد مراكشى ابن بطوطه از مالى ديدن كرد ) شهرت خاصى به دست آورد . با همهء اينها ، مفاهيم آنيميستى ( جانانگارانه ) در زير پوشش اسلام رسمى طبقهء حاكمه شديدا باقى مانده بود و يك اسلام محلى كه صورتى التقاطى از عناصر آنيميسم و عقايد اسلامى بود ، به وجود آمد . تجارت پررونق كالاهايى چون طلا و برده با تمبوكتو ، واقع در نزديك منتهى اليه پيچ رود نيجر كه احتمالا در اصل يك ماندگاه طوارقى بود ، سبب شد كه در قرن هشتم / چهاردهم آنجا به عنوان پايانهء تردد كاروانها و يك مركز مهم فكرى تعليم و تعلم اسلامى تحول و توسعه بيابد .
مالى در اواخر قرن هشتم / چهاردهم بر اثر مشاجراتى كه بر سر جانشينى حكمرانان درمىگرفت ، رو به سستى نهاد و در آغاز قرن بعد تمبوكتو و مقدار زيادى از منطقه ساحل را در برابر طوارقها از دست داد و مورد تهديد دولت سنگاى ( بنگريد به شمارهء 59 ) كه باريكهء شرقى و سرزمينهاى مركزى آن را تصاحب كرد ، قرار گرفت و لذا محدود به منطقهاى كه اينك تقريبا مالى غربى و گينه را تشكيل مىدهد شد و در اين محدوده به صورت قدرتى كه فقط اهميت محلى داشت باقى ماند . مالى در پايان قرن دهم / شانزدهم در برابر فشارهاى مراكش مقاومت كرد اما در 1081 / 1670 با برآمدن دولتهاى بمبارا ، سگو و كرته رو به افول نهاد .
كتابشناسى
- دائرة المعارف اسلام ، ويرايش اول ، « سوسو » ( موريس دلافوس ) ؛ دائرة المعارف اسلام ، ويرايش دوم ، « غانه » ( ر . كاموين ) ، « مالى » ( ن . لوتزيون ) .
- جى . اسپنسر تريمينگام ، تاريخ اسلام در افريقاى غربى ، لندن 1962 ، 47 - 83 ، با جدول گاهشمارى در صفحهء 236 .
- Nehemia Levtzion , " The Thirteenth century and Fourteenth - century Kings Mali " , Journal of African History , 3 ( 1963 ) , 341 - 53 , with genealogical table of p . 353 .
- همو ، غانه و مالى باستان ، لندن 1973 ، فصول 5 - 7 ، با شجرهنامه در صفحهء 71 .
- M . Ly tall , L'empire du Mali , Dakar 1977 .