هستم محض رفع خونريزى بر عهدهء خود گرفتم كه اين سه فقره را رجوع دوباره بدولت انگليس نمايم . احتمال ميرفت كه اين سه فقره بىآنكه موقوف بشوند قابل يك نوع گفتگو به نظر مىآمدند « 1 » ، و اگرچه در باب اين پيغامها با دو نفر نايب انگليس گفتگوى مشروح نمودم ولى جواب قطعى را محول بفرداى آن روز كردم . فى سلخ شهر ربيع الاول 1273
پيش از آنكه بايلچى انگليس جوابى بفرستم ، اين پيغامات را بالتفصيل « 2 » گفتگوى فدوى با نايبان انگليس به اطلاع آن دو نفر دوست مخصوص ما « 3 » رساندم ، و رأى ايشان را در اين موارد استفسار نمودم . ايشان بعد از آنكه فقرات اولتيماتوم سابق را تحقيق نمودند ، مصلحت در آن ديدند كه بدون تامل قبول اين اولتيماتوم سابق را تعهد بكنم ، و برحسب تكليف ايلچى انگليس در اسلامبول بمانم ، تا خبر از طهران برسد . گفته بودند ماندن شما در اينجا عيبى ندارد مگر اينكه نسبت بدولت فرانسه خلاف رسم خواهد بود ، آن هم مىنويسم و عذر تأخير سفارت را ميخواهم ، و چون زياد لازم مىشود كه ايلچى روس را از اين تفاصيل مطلع سازم بنده خود همان روز ايلچى روس را ملاقات نمودم .
ايضا سواد كاغذ امين الملك بجناب ميرزا آقا خان صدراعظم
خداوندگارا وقتى كه وعدهء جواب انگليس نزديك شد ، آدم فرستادم پيش نايب ايلچى كبير انگليس كه با تلغراف بايلچى بگوئيد كه من اولتيماتوم سابق را قبول ميكنم ؛ اما پيش از اينكه نوشته را بدهم ميخواهم ايلچى را يكدفعه ببينم . فرداى آن روز نايب مشاراليه منزل فدوى آمد و از جانب ايلچى به اين مضمون
هامش
( 1 ) - در اصل چنين است و بسياق كلام صحيح آن به نظر آيند است .
( 2 ) - در اصل چنين است و بسياق كلام با تفصيل مناسبتر به نظر مىآيد .
( 3 ) - يكى از اين دو دوست مسلما سفير كبير فرانسه بوده است .