تن زمين همه در آهن است غرقه كه چرخ * سهام دشمن از قوس مىكند پرتاب
( 349 - 449 )
ز بالا چو نخجيرش آيد به آب * خورد آب از چشمهء آفتاب
( 44 )
قاريا بر من مكن رنج و عتاب * گر خطايى رفته باشد در كتاب
( 472 )
آن شنيدى كه سدّ باب الباب * در زمان قديم بود خراب
( 111 )
شكم بر سرو سودى ابر سيراب * چراغ برق گشتى شاخ عناب
( 419 )
اگر آنكه بر من شوى كامياب * زن بيوه را داده باشى جواب
( 137 )
جمالى چو در نيم روز آفتاب * كرشمه كنان نرگس نيم خواب
( 260 )
گر از كوه پرسى نيابى جواب * كه شاخ خطا ميوه ندهد صواب
( 341 )
اگر جز به كام من آيد جواب * من و گرز و ميدان افراسياب
( 193 )
پردهدارى مىكند بر طاق كسرى عنكبوت * جغد نوبت مىزند بر دخمهء افراسياب
( 118 )
شرف بندگىّ شاه نجف * يافته چون ز بدايت طهماسب
گشته تاريخ شهنشاهى او * بندهء شاه ولايت طهماسب
( 407 )
جهانجوى را خواندهاى بيورسب * فروزندهء فرخ آذرگشسب
( 62 )
زهى ملك و دوران سر در نشيب * پدر رفت و پاى پسر در ركيب
( 175 )
سال تاريخ هشتصد و سى بود * روز جمعه پس از اداى صلات
قصهاى بس عجيب روى نمود * در خراسان به شهر هرات
كجروى در بساط چون فرزين * خواست تا شهرخى زند شد مات
( 344 )