سارى اصلان مهديقليخان آقا وجيه ساعد الدّوله ابو الحسن خان سردار ميرزا عليخان قوشچى نصر اللّه قوشچى همه همراه بودند سوارها را ميان جنكل انداختيم كه قرقاول بپّرانند چند قرقاول پريد زنكوله بال زياد هم در صحرا و چمن بود از دور ميپريد نميشد زد يك خروس قرقاول بزرك پريد روى هوا زدم افتاد بعد رفتم زير درخت كوچكى پياده شده قدرى استراحت نموده نماز كردم بعد سوار شده
روزنامه سفر مازندران ( فارسى ) — صفحه 152
پدیدآورندگان: ايرج افشار
ص۱۵۲