كلوله خورده پيدا كردند بسيار خوشحال شدم همه سوارها جمع شدند عظيم بيك تفنكدار و يك جلودار شكار را آوردند برّه امساله و ماده بود از راه ناظم خلوت سرازير شده رفتيم بسرچشمه كله كيله چادر زده هندوانه و عصرانه صرف شد آب چشمهء شهرستانك قدرى كم شده است زياده از پنج و شش سنك نيست فره كبك و تيهو در كله كيله بقدرى بود كه حساب نداشت
روزنامه سفر مازندران ( فارسى ) — صفحه 9
پدیدآورندگان: ايرج افشار
ص۹