تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
مىرفت و زبان علم بود ، ولى تعدادى از آثار خود را نيز به فارسى نوشته است ، حتى چنان كه اين شاكر دوبار در ضمن شرح حالش در فوات الوفيات ( ج 2 ، ص 151 ) ذكر مىكند ، اشعار زيادى به اين زبان سروده است . آثار منثور او به فارسى عبارتست از رسالهء معروفش در اخلاق ( اخلاق ناصرى ) ، بيست باب در معرفت اسطرلاب ، رسالهء سى فصل در نجوم و تقويم ، سالنامه و جداول نجومى مشهورى كه براى هلاكو تأليف كرده به نام زيج ايلخانى ، رساله‌يى در كانى شناسى و معرفت جواهر به نام تنسوق‌نامهء ايلخانى ، و رسالات ديگرى در فلسفه ، نجوم و رياضيات دارد ، علاوه بر رساله‌يى در اخلاق صوفيه به نام اوصاف الاشراف و رسالهء ديگرى در علم الانساب . از آثار عربيش تجريد العقايد ( در فلسفهء مدرسى يا دينى ) ظاهرا مشهورتر است . براى گزارش كاملترى از آثار وى نگاه كنيد به بروكلمان ، فوات الوفيات ابن شاكر ، و مجالس المؤمنين و غير آن . كتاب اخير الذكر مطالبى را از تاريخ الحكماى شهر زورى نقل مىكند كه در آن سخت به طوسى تاخته و از جملهء عيبهايش اين را مىداند كه شهرت علمى او بيش از فضايل واقعيش مديون رفتار خشن و سرعت تكذيبش بود ، كه در ملازمه باتوجه شامخ دربار هلاكو به دو هر مجادله و مناظره‌يى با وى بىاحتياطى شمرده مىشد . ظاهرا از اشعار فارسى او اندكى تا زمان ما به‌جاى مانده است و رضا قلى خان در منتخبات قطورش مجمع الفصحا تنها شش رباعى و قطعه‌يى شامل دو بيت از او را نقل مىكند ( ج 1 ، ص 633 - 34 ) . اين را بايد اضافه كرد كه در ص 374 همان مجلد از فيلسوف متقدم فخر الدين رازى كه ما قبلا از او سخن گفتيم ، پنج رباعى نقل كرده است .

چغمينى

منجم ديگرى كه دست‌كم مىتوان نامش را ذكر كرد چغمينى خوارزميست كه مجموعا گمان مىشود در 618 ق ( - 1221 م ) درگذشته ، با اينحال دربارهء دوران زندگى وى ترديد بسيار است و به نظر مىرسد تنها يكى از كتابهايش بنام ملخص به‌جاى مانده است .
تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 173 | ادوارد براون / فتح الله مجتبائى / غلام حسين صدرى افشار