تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
مىشمارند و خود احتراز از صيد ماهى آنجا مىدارند .

وقايع يوم سلخ [ قمشه و محال آن ]

از طالع فيروزى مطالع قهرمان جهان روحنا فداه وارد شهر « 1 » قمشه و يكروز در آنجا توقف و آنچه به دقت صحرا و حومه قمشه ملاحظه شده اين است كه اطراف شهر اراضيش از اثر سيلاب به مثابه نهر آب بريده‌بريده است . و اين شهر قريب به كوهى است كه مسمى به « دملا » است . حصارش مستحكم و بدون خندق است . و آب توابع قمشه بسيار اندك است و به قدر چهار فرسنگ راه كه از قمشه به سمت فارس حركت مىشود ، در عرض راه قريه‌اى است موسوم به مقصود - بيك . و كل اين چهار فرسنگ را بايد از دامنه كوه « دملى » گذشت و به فاصله يك فرسنگ از اين راه ، راهى است مسمى به « شاه‌آباد » كه در زمانى كه نواب حسنعلى ميرزا لواى خودسرى افراشته و خيالات فاسد در كاخ دماغ خود انباشته با لشكر معدودى به آن حدود به خيال مقاتله با عساكر نصرت مآثر آمده و عساكر فيروزى مال نيز به آئين روز قتال فوج‌فوج و گروه‌گروه همه‌جا قطع منازل و طى مراحل نموده تا آنكه به قريه مسمى به قا « سبىچر » كه محاذى دره « سورمندى » است رسيدند ، تلاقى فريقين اتفاق افتاده همگى آتش‌افروز نايره قتال گرديدند و در موضع معلوم توپچيان روئينه چنگ با صولت شير و جرأت پلنگ ، بدون تأمل و درنگ به انداختن توپ آتشبار آهنگ و آغاز مقاتله و جنگ نمودند . نواب سابق الالقاب تاب مقاومت نياورده
هامش
( 1 ) . كلمهء « شهر » در نسخه مجلس وجود ندارد .