برقى از منزل ليلى بدرخشيد سحر * وه كه با خرمن مجنون دل افكار چه كرد
و به معنى مطلق درخشيدن نيز آمده است و در اين معانى با عربى يكسان است . ولى معنى تازهء آن در زبان عربى ناشناخته است ، زيرا همانطور كه در ايران الكتريسيته از نظر خاصيت روشنائى آن و شباهتى كه با درخش ابر دارد كلمهء برق را انتخاب كردهاند ، در زبان عربى هم چنان كه گفتيم از نظر خاصيت مغناطيسى آن كلمهء كهربا را برگزيدهاند نه برق را .
برق در عصر حاضر معنى ديگرى هم در عربى به خود گرفته كه در آن معروف و در كتابت مستعمل است ، و آن معنى تلگراف است . وزارة البرق و البريد يعنى وزارت پست و تلگراف . در زبان عامهء بيروت در معنى سومى نيز استعمال مىشود و آن اسبدوانى است .
نارجيله ، ارگيله ، شيشه - غليان
كلمهء نارجيله كه معمولا در عربى با « ج » نوشته مىشود ولى آن را در همه جا نارگيله و گاهى هم ارگيله مىخوانند « 1 » ، در عربى اسم افزارى است كه با آن تنباكو مىكشند و از چهار قسمت تشكيل مىشود : كوزه ، تنه يا ميانه ، نى ، سره .
اين افزار را در حال حاضر در ايران غليان و در هندوستان حقه مىنامند .
اين كلمه از نارگيل فارسى گرفته شده . نارگيل در فارسى اسم ميوهء درختى است معروف كه نام ديگر آن گوز هندوك بوده و در عربى به صورت الجوز الهندى درآمده است . درخت آن « از نوع نخلها
( Palmiers )
است كه گلهاى نر و مادهء آن بر روى يك درخت است و ميوهء درشت آن پوشيده از قسمتى سخت و چوبى است » « 2 » و به لاتينى آن را
nux magna indica
« 3 » خوانند .
استعمال اين كلمه در زبان فارسى خيلى قديم است . در نامههاى پهلوى انارگيل ياد شده ، بيشتر لغتنويسان آن را فارسى دانستهاند ، ولى از اصل
هامش
( 1 ) . اين توضيح بايد افزوده شود كه در كشور مصر حرف « ج » هميشه « گ » تلفظ مىشود .
( 2 ) . گل گلاب ، نقل از حاشيهء برهان قاطع .
( 3 ) . لغتنامه فارسى - لاتينىVULLERS.