Skip to main content

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى ) — Page 175

Contributors:

P.175

توضيحى دربارهء شايعهء همكارى والى با خزعل

با توجه به قيام خزعل كه به تفصيل گذشت جا دارد به اين نكته توجه فرمايند كه بر خلاف خزعل كه هميشه تكيه بر بيگانگان داشت والى مردى وطن‌پرست و انسان‌دوست بود و هرگز حاضر نمىشد به دولت خيانت كند . بنابراين نگارنده را گمان اين است كه خود خزعل براى نشان دادن اهميت قيام خود والى را هم قاطى كرده است . به‌هرحال آنچه مسلم مىباشد اين است كه در پاييز سال 1302 كه خزعل خان سردار اقدس به سردار سپه ياغى شد ، سردار سپه از غلامرضا خان والى لرستان خواست كه در مبارزه با خزعل قواى دولت را يارى دهد و دو سه هزار نفر سوار و تفنگچى به يارى او بفرستد و نيز طايفهء بيرانوند را كه قسمت عمدهء آنها در پشتكوه اقامت داشتند ، خلع سلاح سازد و غرض سردار سپه اين بود كه والى را از حلقهء اتحاد با خزعل خارج سازد ؛ زيرا به او گزارش داده بودند كه والى در نهان با خزعل خان عليه قواى لرستان متحد شده است . والى در اين مورد با برادرش شهاب الدوله مشورت كرده و شهاب الدوله او را بدين كار ترغيب نموده ، لكن والى در اين مورد كوتاه آمده بود . در همين اوان كه خزعل خان قريب سى هزار نفر از مردان عرب و بختيارى و لرستانى را تجهيز كرده بود كه با قواى دولت درآويزد ، عده‌اى از طوايف كرد كه در كردستان و كرمانشاه سكونت داشتند ، به قصد يارى دادن به قواى سردار سپه مسلح شده و به قصد حمله به خزعل خان از راه پشتكوه به سمت خوزستان به حركت درآمدند . غلامرضا خان والى كه ظاهرا از اين نيرو هراسيده بود فرمان داد تا سواران پاركابى او و ساير طوايف مسلح شده دور قرارگاه اردو گرد آمدند تا اينكه عدهء آنها به هيجده هزار نفر بالغ شد . والى اين عده را به قصد جنگ با قواى دولت ايران و يا به قصد جنگ با خزعل تجهيز نكرده بود ؛ بلكه غرض او يك اقدام احتياطى بود كه هرگاه سرتيپ پورزند فرماندهء قواى پشتكوه خيال حمله به او را داشته باشد با اين قوا به مدافعه پردازد . والى چون مشاهده كرد كه قواى دولت ايران خيال سويى دربارهء او ندارند ، نامه‌اى به سرتيپ پورزند نوشت كه اكنون هيجده هزار نفر سوار و تفنگچى رزم‌ديده و كارآزموده پشتكوه را در تحت فرماندهى خود دارد و با اين عده ، همه‌كارى از او ساخته است ؛ ولى از آن‌جايى كه از جد اعلاى خود وصيت‌نامه‌اى دارد كه به اولاد خود وصيت نموده كه هرگز در مقام مخالفت با پادشاه