تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 837

مساهمون:

ص٨٣٧
مرغوب در سلك نظم كشيدند از آن جمله خواجه شعيب جوشقانى كه از اكابر و اعيان جوشقان و درين هنگام در سلك وزراء و متكلفان مهام ديوانى منسلك و بسيار شيرين كلام و صاحب طبيعت عالى است اين تاريخ گفت : تاريخ
چون ز گردشهاى چرخ منقلب * گشت پيدا در بخارا انقلاب
شاه تركستان وليخان آنكه هست * زيب بخش دولت افراسياب
رهنمون شد دولت او را تا نهاد * زو بدرگاه شه مالك رقاب
شاه عباس قدر قدرت كه هست * كامران و كامبخش و كامياب
اين قران سعد را تاريخ جو * گشتم از انديشهء قدسى خطاب
ساخت روشن شمع مجلس را و گفت : * « ماه شد مهمان بزم آفتاب »
اين مصراع هزار و نوزده است موافق تاريخ توجه او اما در اينوقت كه بعز ملاقات فايز گرديد آغاز هزار و بيست شده بود و آن نيز بتعميه حاصل است زيرا كه مراد از روشن كردن شمع مجلس به عمل تشبيه تحصيل الف است . تاريخ ديگر فرزند ارجمند محمد صالح برادر زادهء مسود اوراق گفته بود موافق هزار و بيست آن نيز ثبت افتاد :
عباس شه آن سپهر احسان * كز پرتو اوست زيب ايران
آمد بدرش ز روى اخلاص * بر دست گرفته تحفهء جان
قا آن زمان ولى محمد * اورنگ نشين ملك توران
جستم ز خرد چو سال تاريخ * گفت : آمده پادشاه توران

مهمانى حضرت اعلى شاهى پادشاه اوزبك را در خلوتخانهء خاص

روز ديگر حضرت اعلى بوثاق او تشريف قدوم ارزانى داشته بآئين بزرگى و ميهمان نوازى پرسشهاى دوستانه و دلجوئيهاى مشفقانه بظهور آوردند و اگر گاهى از اطوار او قبض خاطر و كدورت و ملالى كه از گردش چرخ كجرفتار داشت مفهوم ميگشت حضرت اعلى بشكفتگى و گرم اختلاطى رفع آن كرده در مهربانى و دلجوئيها مىافزودند و چون يك دو روز از رنج راه و مشقت سفر فى الجمله آسودگى يافت در خلوتخانهء خاص بزم ضيافت بآئين بزرگان روزگار ترتيب يافته مجلس پادشاهانه آراستند و جناب خانى با چند نفر از خواص ملازمان و مقربان به آن محفل جنت نشان درآمده نواب همايون اعلى بنفس نفيس در آن انجمن بهجت فزا بىتكلفانه بمجلس آرائى توجه مينمودند و پريچهرگان لاله عذار در آن عشرت سراى شادمانى اقداح راح ريحانى و جرعه‌هاى دوستكانى بگردش