تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
مفسدين جمعيت عظيم « 1 » نموده با سپاهى آراسته كه عدد ايشان از دو سه هزار متجاوز بود بر در سراى خان ازدحام نموده پرخاش و غوغا و شورش و ماجرا « 2 » آغاز نهادند و صلاى ايالت به اسم ابدال به ادعاى آنكه از جانب سايهء حضرت لايزال به آن « 3 » سرافرازى يافته [ گ 235 آ ] دردادند و عريضه [ اى ] مشتمل بر عجز و مسكنت به درگاه و الا فرستادند . منوچهر « 4 » خان « 5 » از سوء « 6 » باطن اهل نفاق ، ذاهل « 7 » و از خبث طينت ارباب شقاق غافل در بستر جمعيت خاطر ، « 8 » آسوده و فار غبال و مرفه و منشرح الحال غنوده بود « 9 » كه ناگاه صداى سواران و صهيل « 10 » اسبان سلسله جنبان وحشت گشت ، بناچار با چندى از ملازمان كه ملتزم خدمت شبانروزى مىباشند « 11 » به جهت دفع صايل « 12 » حصارى شده به مدافعه مشغول گرديد . لران « 13 » خسران توامان به انداختن تفنگ دست وقاحت گشوده ، دو سه نفر از شراب ناگوار نيستى ، بيهوشى بخشيدند و آن روز تا شام ، خان « 14 » را محصور داشته شب كه پردهء صلح متنازعين و موجب اصلاح ذات البين « 15 » مىباشد به ميان درآمد ؛ لران كه در اين امر شنيع با يكديگر حليف و سازندهء اخبار اراجيف بودند جمعيت نموده « 16 » مشاوره آغاز مىكنند كه عنقريب نقود روى اندود اكاذيب ما بر محك افشا رسيده ، پردهء سخنان ساختهء ما به صرصر انفاس مخبران صحيح القول « 17 » بر هم دريده عقد جمعيت لران پراكنده و نهال اراجيف كه از جويبار دروغ بالا كشيده ، سرافكنده خواهد شد . مصلحت حال « 18 » در آن است كه طبل رحيل كوفته به جانب بغداد نهضت نماييم . همگى اين راى را مستحسن شمرده همان شب در حركت آمده ، عازم مقصد مىگردند و روز ديگر جمهور سكنهء لرستان را بر مواضعهء ايشان اطلاع حاصل شده به خان مىپيوندند و مانند خرمن آتش كه از چراغ
هامش
( 1 ) . د : - « عظيم » . ( 2 ) . م ، ل : - « و ماجرا » . ( 3 ) . د : - « به آن » . ( 4 ) . د ، ل ، م : - « منوچهر » . ( 5 ) . مج : - « منوچهر خان » . ( 6 ) . مج : از سوداى . ( 7 ) . ل ، م : زاهل . ( 8 ) . اساس : - « خاطر » . ( 9 ) . مج : بودند . ( 10 ) . اساس : سهيل . ( 11 ) . مج : - « مىباشند » . ( 12 ) . مج : مايل . ل : سايل . ( 13 ) . ل : آن لران . ( 14 ) . ل ، م : خانه را . ( 15 ) . د : جانبين ( 16 ) . م : - « نموده » . ( 17 ) . ل : العقل . ( 18 ) . م : - « حال » .