تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
كبوجيه پسر كوروش بود . مادر او را هرودوت كاسان‌دان ناميده و دختر فرنس پس « 1 » دانسته ( كتاب دوّم ، بند اوّل ) . مورّخ مذكور گويد : « كوروش زن ، خود را بسيار دوست ميداشت ، پس از مرگ او خيلى مغموم شد و بتبعهء خود فرمود مجالس سوگوارى برپا كنند » . كتزياس اسم مادر او را آم‌تيس « 2 » نوشته . بالاتر گفته شد ، كه موافق اسناد بابلى كبوجيه در حيات كوروش چندى شاه بابل بود ، بعد در غياب كوروش نيابت سلطنت داشت و در زمان پدر به سمت ولايت عهد در كارها به او كمك ميكرد . از توصيفى ، كه هرودوت از كبوجيه كرده ، اين عقيده حاصل است ، كه اين شاه پس از جلوس بر تخت رفتارش بر خلاف رفتار كوروش بوده ، زيرا مورّخ مذكور گويد : ايرانىها كوروش را پدر و كبوجيه را آقا ميگفتند . در جاى ديگر كتاب خود گويد : كبوجيه ينيانها و االيانها را بندگانى ميدانست ، كه بميراث به او رسيده باشند ( كتاب 2 ، بند 1 ) . توصيفى ، كه مورّخ مذكور در جاهاى ديگر كتاب خود از نخوت ، تكبّر و شدت عمل او كرده ، در جاى خود بيايد و نظرمان را هم در همانجا خواهيم نوشت . كبوجيه پس از جلوس بتخت در مدّت سه سال بفرونشاندن اغتشاش بعض ايالات پرداخت ، ولى از نوشته‌هاى مورّخين قديم كيفيات شورشها و كارها معلوم نيست . پس از آن در تدارك سفر جنگى به مصر شد . قبل از اينكه بذكر وقايع اين سفر جنگى بپردازيم ، لازم است واقعهء برديا را بيان كنيم ، چه اين واقعه كه عواقبى وخيم داشت ، موافق كتيبهء بيستون داريوش اوّل ، قبل از عزيمت كبوجيه به مصر روى داد .

واقعهء برديا

كوروش غير از كبوجيه پسرى داشت برديا نام ، كه از او كوچكتر و برحسب انتخاب پدر والى پارت ( خراسان ) ، گرگان ، باختر و خوارزم بود . اسم او را چنين نوشته‌اند : در كتيبهء بيستون داريوش اوّل - برديا ، در نسخهء بابلى همان كتيبه - برزيا ، هرودوت و بعض مورّخين
هامش
( 1 ) -Pharnaspes .( 2 ) -Amytis .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 480 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )