و
وَيْكَأَنَّهُ
لا يُفْلِحُ الْكافِرُونَ - القصص / 82 و - وَيْ لزيد - و يا - وَيْكَ كه همان - وَيْلَكَ است حرف ( لام ) آن حذف شده .
ويل
: أصمعى ميگويد - وَيْل - امر زشت و كلمه ناپسنديست كه در حسرت و افسوس به كار ميرود .
وَيْس - براى كوچك شمردن است . وَيْح - براى ترحم و به كار بردن عاطفه .
كسى كه ميگويد - وَيْل جائيست در دوزخ نميداند كه وضع لغت براى همان معنى است ، و كسى كه ميگويد خداى تعالى چنين معنى را اراده كرده و آن مجرم استحقاق جائى در آتش دارد ، اين را آيات زير ثابت مىكند :
فَوَيْلٌ
لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ - البقره / 79 و
وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ
- البقره / 79
هامش
بهر كس به خدا نسبت دادهاند هر چند كه ميدانيم ستمگرى و گناه پيوسته از آنها سرايت كرد . و حال اينكه - ملك و شاهى يا قدرت دو گونه است - شيطانى و رحمانى كه قسمت دوم ويژه پيامبران ، اولياء خاص خدا و پيروان راستين آنها است و اين باعث عزت در دنيا و آخرت است - اى پيامبر نگو او مالك همه چيز و ملك است كه بهر كس بخواهد ميدهد و يا ميگيرد ، عزت مىبخشد و خوارى و ذلت اما از خدا جز خير صادر نميشود .
- بيدك الخير - و تو بهر چيز توانائى : تمام امور اكتسابى بدست انسان باز خواست دارد مگر فطرت و ذات خدادادى كه بر اساس خلقت است و از اختيار ما بيرون است . بگفته مولوى :كج روى جف القلم كج آيدت * راستى آرى سعادت زايدت .