مخصوص بود هريك ازيشان بخدمتى * من شاعرى بُدم ز من اشعار باز ماند
من بنده نيز در پى ايشان همىرود * روزى دو بهر گفتن اسرار باز ماند
در بزم عشقِ او دل من چنگِ شوق زد * اين زير و بم از آن همه اوتار باز ماند
تنها اثر بازمانده از سيف الدين محمد فرغانى ديوان اوست . وى اين مجموعهء اشعار را چنان كه از نخستين ابيات آن معلوم مىشود خود گرد آورده و آن را در ديباچهء منظوم ديوان همراه با نعت بارى تعالى و افتتاح سخن بنام او ، جلّ جلاله ، چنين معرّفى كرده است :
آن خداوندى كه عالم آنِ اوست * جسم و جان در قبضهء فرمان اوست
سورهء حمد و ثناى او بخوان * كآيت عزّ و علا در شان اوست
گر ز دست ديگرى نعمت خورى * شكرِ او مىكن كه نعمت آنِ اوست
بر زمين هر ذرهء خاكى كه هست * آبْ خوردِ فيضِ چون باران اوست
از عطاى او بايمان شد عزيز * جان چون يوسف كه تن زندان اوست
بر من و بر تو اگر رحمت كند * اين نه استحقاق ما ، احسان اوست
از جهان كمتر ثناگوى ويست * سيف فرغانى كه اين ديوان اوست
مجموع اشعار او از قصائد و قطعات و غزلها و رباعيها بحدود دوازده هزار بيت بالغ مىشود و از آن تا آنجا كه اطلاع دارم سه نسخه در دستست يكى در كتابخانهء وحيد پاشا در كوتاهيّه بشمارهء 1575 و ديگرى در كتابخانهء اونيورسيتهء استانبول بشمارهء
F 171
و سومين كه از آن هر دو جديدترست در كتابخانهء روان كوشكو ( موزهء توپ قاپوسراى ) بشمارهء 984 . نسخهء كتابخانهء اونيورسيته همانست كه آن را در طبع ديوان سيف فرغانى بوسيلهء دانشگاه تهران اساس كار قرار دادم ، و نسخهء عكسى كتابخانهء روان كوشكو كه بهمت دوست فاضلم آقاى دكتر محمد امين رياحى حاصل شده در كتابخانهء من موجود است و نسخهء كوتاهيّه كه ظاهرا مهمتر از هر دو است با همه كوشش دوست فاضل فقيدم مرحوم مغفور پرفسور احمد آتش بر اثر ضنّت نابجا و مذموم متوليّان امر عكس ناگرفته و ناديده ماند . اميدست كه روزى سعادت اين ديدار حاصل شود .