خسرو راست
( 120 b )
به او بودم شبى افسانه آن شب مگوئيدم « 1 » * و گر ميرم به تعظيم سگان او مموئيدم « 2 »
مرا امروز بردار بلا جلوه است بهر او « 3 » * سرودى كان به گاه نوحه گويند آن مگوئيدم « 4 »
همهجا از شهيدان نور خيزد از دلم آتش * نشانست اين ميان كشتگانش گر بجوئيدم
شهيد خنجر عشقم به خون ديده آلوده * به خاكم همچنان پرخون درآريد « 5 » و مشوئيدم
گلى كز خاك من رويد به گوش اهل دل گويد * كه من بوى فلان دارم مبوئيدم مبوئيدم
گر از گل گل شوم خيزم ز من خواهد زدن بويش * مبوئيدم كه از غيرت بسوزم گر ببوئيدم
پس از كشتن چو خونآلوده افتد بر درش خسرو * از آن بهتر كه با عزت « 6 » به خون ديده شوئيدم
* * * انسى راست « 7 »
به فكر آن دهانم ديگر از هستى مگوئيدم * به گرداب عدم چون سر فروبردم مجوئيدم
ز رخسار جهانسوزش فتاده است آتشم در دل * به آب ديدهء غمديده دست از جان بشوئيدم
هامش
( 1 ) -P،B: بگوئيدم
( 2 ) -P،B: بموييدم
( 3 ) -T: بلايا خلوت است امروز
( 4 ) -T: گويندم مگوئيدمP،B: بكويبدم
( 5 ) -T: درآريدم
( 6 ) -T: غيرت
( 7 ) - اين غزل درTنيست