اثر ثواب كامرانى رسانيد . . . و جناب كامرانى به قتل وى حكم فرمود » ( تاريخ شاه طهماسب ، نسخهء خطّى ، ورق 135 ب ، نيز - روضة الصفويه ، ميرزا بيگ جنابدى ، نسخهء خطّى استانبول ، ورق 198 الف ) .
93 ) صاحب تاريخ شاه طهماسب علّت اصلى حملهء سام ميرزا همراه آغزيوارخان را به قلعهء قندهار كه منجر به شكست وى شد - اغواى آغزيوارخان و ديگر « بىدولتان ضلالت انتما » از جمله باشتانقرا مىداند كه « به اغوا و اضلال ايشان مرتكب خلاف گشته » لذا سام ميرزا اين « بىدولتان » را كشته و سرايشان را با عرضه داشتى حاكى از اظهار ندامت و طلب بخشش به حضور شاه طهماسب مىفرستد و در آخر نامهء خود مىنويسد : « . . . يقين كه رقم عفو بر صحايف جرايم اين بنده كشيده ، قبايح گذشته را كان لم يكن خواهد انگاشت » . ( تاريخ شاه طهماسب ، نسخهء خطّى ، ورق 135 ب ، نيز - روضة الصفويه ، ميرزا بيگ جنابندى ، نسخهء خطّى استانبول ، ورق 198 الف ) .
94 ) در منابع تاريخى دورهء صفويه از جمله تاريخ شاه طهماسب ، احسن التواريخ و روضة الصفويه ، چگونگى آمدن شاه طهماسب به قندهار به دنبال عزيمت وى به خراسان جهت سركوبى عبيد اللّه خان اوزبك است كه مدّت چهارده ماه هرات را در اختيار داشت . شاه طهماسب به دنبال اين تصميم و فرار عبيد اللّه خان از هرات به سوى بخارا ، در دهم ذيقعدهء سال 943 « . . . از هرات به حركت آمده سلطان محمّد ميرزا و محمّد خان را در هرات گذاشت و در دهم ذيقعدهء سال مذكور ، خسرو منصور بر سبيل ايلغار به طرف قندهار روان گرديد » . ( احسن التواريخ ، ص 360 ) و در تاريخ شاه طهماسب امير محمود آمده است : « بعد از استماع بىادبى امير خواجه كلان نسبت به شاهزادهء رفيع الشأن سام ميرزا . . . همواره مترصّد آن بود كه فرصت يافته مشاراليه را به تازيانهء غضب پادشاهانه تقرير فرمايد . بناء على هذا پس از فراغ خاطر از سرانجام مهام دار السّلطنهء هرات . . . در دهم ذيقعده [ 943 ] به جانب ولايت قندهار ايلغار فرمود . امير خواجه كلان از توجّه مراكب گردون مراتب خبر يافته ، سراسيمه گرديد . . بالضّروره گنجى بيگ خواجه را كه از خويشان و معتمدانش بود با جمعى از مردم بىيراق در
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 576
مساهمون: ابو الفضل مبارك
ص٥٧٦