روابط ايران و فرانسه
اگر پرتغاليها نخستين مردمى از اروپا هستند كه در زمان صفويه با ايرانيان روبهرو شدند ، فرانسويان آخرين ملتى هستند كه در روزگار صفويه به كشور ايران روى آوردند ، آن هم در سالهاى واپسين دولت اولاد شيخ صفى . زيرا در قرن هفدهم بود كه دولت فرانسه پاى از حريم اروپايى خود فراتر گذاشت و براى تجارت با مشرق زمين قدم پيش نهاد . البته هدف دولت فرانسه رسيدن به هندوستان و تأسيس كمپانى هند فرانسه بود . چه در آن روزگار رقابت شديد فرانسه و انگلستان شروع شده بود و على رغم انگليسيها كه در هندوستان شركت عظيمى درست كرده بودند ، فرانسويان نيز آرزوى ايجاد كمپانى هند فرانسه و بهرهگيرى از سرزمينهاى مشرق زمين داشتند . اما هندوستان سرزمينى دور دست بود و لازم بود كه پيش از هندوستان در كشورى ديگر پايگاه تجارى و سياسى و اطلاعاتى فراهم آيد . مبتكر اين طرح كه فرانسه بايد در شرق در جستجوى منافع بازرگانى برآيد ، كشيشى بود به نام پرژوزف ذوپارى كه پيش از ورود به جرگهء كشيشان نامش فرانسو الوكلرك - دوترامبله [ 1 ] بود . بر اثر تشويق اين كشيش روشنبين ، كاردينال ريشليو صدر اعظم هوشمند و بلند پرواز فرانسه لوئى دهه را كه به بارون دوكورمنن [ 2 ] شهرت داشت به ايران فرستاد . ولى به علت كارشكنى تركها وى به ايران نرسيد . ( 1626 م )
در سال بعد ، كشيشى ديگر به نام پاسيفيك دوپروونس [ 3 ] ، با نامههايى از طرف لويى سيزدهم پادشاه فرانسه ، خطاب به شاه عباس اول ، از فرانسه به ايران گسيل شد . اين كشيش در سال 1628 به ايران رسيد و از شاه عباس اجازه يافت كه مراكز تبليغ مسيحيت داير كند . بعدها همين كشيش به رياست هيأت مذهبى كاپوسن در ايران رسيد .
از مهمترين افراد فرقهء كاپوسن در ايران مردى بود به نام پررافائل دومان [ 4 ] .