است كه وجوه تعاونى مربوط به قحطىزدگان سال 1 - 1870 را كه در لندن جمع شده بود صرف كار و رفاه كارگران آنجا كرد .
در جبههء غربى يعنى در امتداد ساحل سهبر ، كه بواسطهء دماغهء شبه جزيره ايجاد مىشود ، شهر را سابقا با ديوارهاى بلندى كه دوازده برج و بارو و دو دروازه داشت سنگربندى كرده بودند . در جلو اين قسمت دو توپ ديده مىشود كه از دورهء پرتغالىهاست و آن را از ريشهر يا جزيرهء هرمز آوردهاند .
آخرين بارى كه اين برج و باروها را تعمير كردند در سال 1838 بود كه محمد شاه آنجا را تجديد بنا كرد تا در مقابل حملهء احتمالى انگليسها كه در آن سال جزيرهء خارك را اشغال كرده بودند بهكار آيد . اين ديوارها بعدا خراب شده است و فعلا نمونهاى از طرز استحكامات ايران در قرن نوزدهم است .
هوا و آب
هواى بوشهر بسيار بد است هرچند كه خيلى ناسالم نيست ولى گرما در تابستان طاقتفرساست و ميزان الحراره در سايه غالبا درجهء صد فارنهايت است . ميزان باران سالانه دوازده اينچ مىباشد ، آب هم كمياب است و چشمههاى اطراف چندان قابلتوجه نيست . چاهها نيز در يك ميلى دروازهء شهر در بيابان واقع شدهاند ، اما منابع عمده آب در پنج شش ميلى در راه ريشهر است .
در موقع مسافرتم بهاى آب معمولى هر خربارى پنج شش پول بود و آب نوع بهتر شانزده پول . چند سال پيش يكى از بازرگانها انبار بزرگى براى جمع كردن آب باران ساخت و آن در ماههاى آوريل و مه براى استفادهء عام باز بود ، ولى بعد معلوم شد كه با انگل بيمارى « رشته » آلوده شده است ، همان چيزى كه 200 سال قبل هم شاردن و كمپفر شرحى شكايتآميز نوشتهاند ، مبنى بر اين كه منابع آب را در سواحل خليجفارس آلوده مىكرده است .
بندر
با آنكه بوشهر بندر عمدهء ايران است بههيچوجه نمىتوان ادعا نمود كه لنگرگاهى متناسب با اين عنوان دارد . كشتىها در وسط دريا در فاصلهء سه ميلى ساحل لنگر مىاندازند و كاملا در معرض باد و طوفان هستند و در هواى بد