استخر قديم كه خرابههاى آن را در دهانهء وادى پلوار بر صخرهها و مقبره - هاى سنگى نقش رستم در طرف شمالى و ايوان كاخها در جهت جنوب ديدهايم تا مسافتى دور تر در جلگهء مقابل شهر شاهى داريوش و خشيارشا گسترده شده بوده است .
آن شهر هم مانند ديگر بلاد مشرق زمين كه از گل و سنگ بنا شده بود از روى كرهء ارض ناپديد گرديد و شهرهاى ديگر نيز به همان طريق آباد و سپس نابود شدند ، ولى در مقبرههاى سنگى و در دهانههاى مستحكم درهها و دربندها و بر ايوانهاى پرستون آثار فناناپذير آن شهر كماكان پايدار است و بر ايوان شاهى كه خواه در خارج شهر بوده است يا در درون ، شهرياران در حين توقف كوتاه خويش در اين كرسى قديمى خاندان خود اقامت مىنمودند ، در آنجائى كه هم در موقع احداث صحنههاى جانانه ديد و هم آثارش بر ويرانههاى آن هنوز باقى است .
شك و ترديد استولزه
اين موضوع تا موقعى كه راز الفباى ميخى كشف نشده بود ، مدتها نظريهء اكثريت پژوهندگان بهشمار مىرفت . بار ديگر استولزه آهنگ شك و شبهه را در اين مورد نيز آغاز كرد ، البته وى راجع به نوع و منظور از بناهاى ايوان و عمارتهاى آن مانند ديگر دانشمندان نظر مخالفى ابراز نمىكند ، اما با بىباكى تمام منكر است كه آنجا همان قصر پرسپوليس باشد كه اسكندر تسخير كرد و از سر مستى و يا قصدا به آتش كشيد « 1 » . ديودور سيسيلى مرجع عمدهء اوست كه نيم قرن قبل از ميلاد مسيح شرح اين ماجرا را نوشته و او هم بيشتر مطالب خود را از وقايعنگاران زمان اسكندر و از جمله كليتاركوس « 2 » اقتباس نموده است .
هامش
( 1 ) - اكثر تاريخنويسان بنابر قول كليتاركوس نظريهء اول را معتبر مىشمارند . در اشعارى كه شاهد آوردهام داستان معمولى طائيس نديمهء دربارى را جنبهء رمانتيك داده است ، ولى ديودور قصد و غرض را در آن كار وارد پنداشته است و آن انتقام سوزاندن معابد آتن به دست خشيارشا بوده كه احتمال صحت بيشترى دارد . نولدكه ، آن كار را ناشى از نمايش قدرت سردار فاتح در ذهن مردم شرق پنداشته و بنابراين تدبير ، اثرى كه در فكر اقوام آسيائى مىنموده است محسوب داشته .
( 2 ) -Clitarchus