فصل نوزدهم از تهران به اصفهان
در راه جنوب
بعد از چند هفته زندگانى قرين خوشى در تهران كه مشمول لطف و مهماننوازى سفارت بريتانيا بودم و اقامت در محيط دلچسبى كه غالبا با هيجانات سياسى پايتخت توأم بود باز سروكارم ناگزير با چاپارخانه و اسب پستى افتاد و راه طولانى بيش از 800 ميل سفر دور و درازم تا خليج فارس آغاز شد . اما شرط مروت اين است كه با وجود اتهام و ملامتى كه به دستگاه چاپار و حيوان وسيلهء مسافرت آن نسبت دادهاند خاطرنشان سازم كه در خط سير از تهران تا شيراز كه پررفتوآمدترين راههاى ايران است هم چاپارخانهها از آنچه در ديگر نقاط اين كشور است وضع بهترى دارد و هم اسبها چالاكترند .
بهجاى اسبان وامانده و جادههاى ناهموار كه از خصايص عمدهء مسافرتم از مشهد تا تهران بود ، اين راه بواسطهء وجود كوههائى كه سهلالعبورتر است و امكان برخورد و صحبت با اروپائيان كه در تلگرافخانههاى بين راه در فواصل 60 تا 70 ميل مستقر بودهاند و همچنين در پيش داشتن شهرهائى بزرگ با شهرتى جهانى كه در يكى استراحت كافى و در ديگرى اقامتى طولانى مقدورم بود سفر جنوبىام عارى از نگرانى و دغدغهاى شد كه معمولا فكر مسافر را آشفته مىسازد .
در عمل هم ديده مىشود كه اين جاده نه فقط فاقد وسيلهء آسايش نيست بلكه حسن و مزيتى هم دارد . از لحاظ تتبع و تحقيق راجع به ايران مطالب بكر