فصل چهارم منطقهء ماوراء بحر خزر
« من صداى قدم پيشروان اقوامى را كه خواهند آمد مىشنوم و نخستين موج پست از امواجى را كه به زودى دريائى انسانى در آنجا خواهد غلطيد ،
مواد اصلى يك امپراتورى كه در حال تشكيل است و گرم كار ، درهمريختگى دنيائى عظيم را سر و صورتى خواهد داد »
از اشعار « برشاهپر عقاب » جى . جى . ويتىيه « 1 »
اطلاعات جديد -
پيش از اينكه داستان مسافرتم را دنبال كنم قصد دارم در فصلى اجمالى تازهترين اطلاعات دربارهء خطآهن ماوراء بحر خزر و سرگذشت آن خطه را نيز بيان كنم تا اين كتاب حتى الامكان شامل آخرين اطلاعات مربوط به ترقيات آن سامان باشد . آن دسته از خوانندگانم كه بخواهند بدون درنگ شرح مسافرت ايرانم را ملاحظه نمايند مختارند كه اين فصل را ناديده انگارند . در كتاب سابق خود به نام « روس در آسياى مركزى » تاريخچه اين راهآهن را تا سال 1889 شرح دادم ، بعدا هم نويسندگانى به بيان اين موضوع پرداختهاند . اما به معلومات ما در اينباره چيز عمدهاى نيفزودهاند « 2 » .
خيال ميكنم قدرت اين ادعا را داشته باشم كه يگانه فرد انگليسى هستم
هامش
( 1 ) -J . G . Whittier( 2 ) - دو مقالهء جالبتوجه اى . سى . ييتYateدربارهء نمايشگاه 1890 تاشكند مندرج در خلاصهء مذاكرات انجمن جغرافيائى سلطنتى ژانويهء 1891 و « مسافرتى به تاشكند » كه در نشريهء انجمن جغرافيائى اسكاتلند درج شده است مستثنى است .