پيامبر و ايشان لغو شود . - و اعلان جنگ دهند - ضمره پيش آنان رفت و براى پذيرفتن يكى از سه پيشنهاد مذاكره كرد ، قريظة بن عبد عمرو اعجمى گفت : اگر خونبهاى كشته شدگان خزاعه را بدهيم براى خودمان هيچ چيز باقى نمى ماند ، و اينكه از پيمان با افراد قبيلهء نفاثه تبرى بجوييم و آن را لغو كنيم صحيح نيست كه هيچ قبيلهاى چون ايشان نسبت به حج و اين خانه تعظيم نمى كنند وانگهى آنان هم سوگندان ما هستند و از پيمان با ايشان دست بر نمى داريم و پيمان خود را نيز با محمد لغو مى كنيم . ضمره با اين خبر به حضور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم برگشت و قريش از اينكه ضمره را با پذيرفتن لغو پيمان برگردانده بود ، پشيمان شد .
واقدى مى گويد : به گونهء ديگر هم روايت شده است كه چون قريش از كشته شدن افراد خزاعه پشيمان شدند و گفتند بدون ترديد محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با ما جنگ خواهد كرد .
عبد الله بن سعد بن ابى سرح كه در آن هنگام از دين اسلام برگشته و كافر شده بود و پيش آنان اقامت داشت گفت : من در اين باره نظرى دارم ، محمد با شما جنگ نخواهد كرد مگر اينكه حجت را بر شما تمام كند و او شما را در پذيرفتن چند پيشنهاد كه هر كدام براى شما آسان تر از جنگ با او خواهد بود ، مخير مى سازد . گفتند : فكر مى كنى پيشنهادهاى او چه باشد گفت : به شما پيام خواهد داد كه خونبهاى كشته شدگان خزاعه را بپردازيد يا از بنى نفاثه حمايت خود را برداريد يا آمادهء جنگ شويد و پيمان ميان ما لغو گردد . قريش گفتند : سخن آخر و درست همين است كه ابن ابى سرح مى گويد و در اين صورت چه بايد كرد . سهيل بن عمرو گفت : هيچ پيشنهادى براى ما آسان تر از پذيرش برداشتن حمايت خود از بنى نفاثه و لغو پيمان با ايشان نيست . شيبة بن عثمان عبدرى گفت : جاى شگفتى است كه دايى هاى خود يعنى بنى خزاعه را مى پايى و به پاس آنان خشم مى گيرى . سهيل گفت : آن كدام قرشى است كه خزاعه او را نزاييده باشد - همگى منسوب به خزاعهاند . شيبه گفت : اين كار را نمى كنيم خونبهاى كشته شدگان خزاعه را مى پردازيم كه براى ما آسان تر و سبك تر است . قريظة بن عبد عمرو گفت : نه ، به خدا سوگند كه نه خونبهاى آنان را مى پردازيم و نه با بنى نفاثه قطع رابطه مى كنيم كه نيك رفتارترين قبايل عرب نسبت به ما هستند و از همگان خانهء پروردگار ما را آبادتر
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 171
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٧١