ميراثيان : در دو كرانه داراى بازارهاى آباد است وهر كرانه يك جامع دارد .
ميراقيان : روستائى پهناور در كنار نهريست كه مد وجزر بدان مىرسد . آبادىها وديههاى بسيار دارد .
جُبّى : آبادي پهناور داراى دهها ونهرها ونخلستان است . رئيس معتزله أبو على جبائى از آنجا بوده است .
آبادان « 1 » : برخى از مردم « آبادان » را نيز از اين خوره بر شمردهاند ، ولى [ خطا است و ] از عراق مىباشد . هر گاه گفته شود : دليل خوزستانى بودن آن همزبانى مردمش با اين سرزمين است . هم قافيهء اين نام نيز در اين سرزمين بسيار است ، نبينى كه گويند : « عبادان » چنانكه گويند :
« باسيان » ، ميراقيان » ، « بذان » ، در پاسخ گوئيم * : همزبان بودن ايشان بسنده نيست ، زيرا كه مردم پيرامن بصره همگى عجم هستند ، هم پسوند بودنش با شهرهاى خوزستان نيز دليل نباشد ، زيرا كه اين پسوند در نام شهرهاى بصره نيز بسيار است ، مانند « بدران » ، « رومان » ، « شق عثمان » .
هر گاه گفته شود كه : گفتهء ما ( خوزستانى بودن آبادان ) مرجّحى دارد كه در گفتهء شما ( عراقي بودن آن ) نيست ، وآن اينكه نام آبادان با نام خود اين سرزمين نيز در اين صفت برابر است نبينى كه مىگوئيم « خوزستان » ؟ پاسخ چنين است كه قانون بايستى در همهء افراد همانند يكسان باشد ، پس بايد بپذيريم كه « شامان » و « سليمانان » نيز از خوزستان باشند ! هر گاه أو اين را هم بپذيرد مىگوئيم : پس چرا نگوئى كه آبادان از جزيرة العرب است ؟ زيرا كه همانندهائى چون « عمان » ، « نجران » ،
هامش
( 1 ) متن : عبادان .