خواند وايشان پذيرفتند ، پس ايشان را بدان كشانيد كه همهء شما مىدانيد اكنون نيز شما را مانند ايشان مىخواند وبدان مىكشاند كه ايشان را كشانيد ، پس بر شما است كه امر أول ( وضع قديم ) را نگاه داريد . وهر گاه كسى نداند كه امر أول چيست ، آن چيزى است كه گذشتگان بر آن همدستان مىبودند . خدا بيامرزد بندهاى را كه در اين داستان بينديشد پس يكى از چهار مذهب واره را برگزيند وزبان خويش از تفرقه اندازى ميان مسلمانان وتندروى در دين باز دارد .
روزى من در مجلس قاضى مختار بودم ، وأو بزرگترين وخردمند ترين وديندارترين پيشوا بود كه من ديده بودم ، پس گفتگو به اختلاف أمت وتعصب هر فرقه كشيد ، أو با أشارت به سوى كعبه گفت : هر كس به اين قبيله نماز گزارد ، برادر ديني مسلمانانست . من أبو زيد مروزى را كه پيشوائى ديندار مىبود ديدم كه نماز وتر را به سه ركعت مىخواند ودر برخى مسائل پيرو بو حنيفة مىبود . از أبو الطيب بن أحمد نيز شنيدم كه مىگفت : * هر كس مىتواند مجتهد شود تا معذور باشد « 1 » . بدانكه اين تعصبها كه امروز ديده مىشود از سوى نادانان وداستانسرايان پرچانه برانگيخته مىشود ، اما ملت پس چنانست كه گفتم .
مذهب ناحيتهاى ديلم شيعه وبيشتر گيلانيان سنى هستند .
محصول : بيشتر چيزها كه از اين سرزمين صادر مىگردد ويژهء آنست .
هامش
( 1 ) متن : كل قد اجتهد وكل معدود ( چنين ! )