است . شهرهاى ديگرش نيز مرفه وخوش هوايند [ همه بر نهر مقلوب « 1 » جا دارند ] .
حوران ، بثنيّه : آباديهاى ايّوب « 2 » [ وغسلگاهش ] در آنجا است .
وشهرستانش نوى است « 3 » كه مركز گندم وحبوبات است .
حوله : مركز پنبه كارى وگلها است همهاش دره ورودخانه است [ بيشتر خوار وبار دمشق از جولان است ] .
غوطه : يك مرحله در يك مرحله راه است كه در وصف نيايد . *
طبريه « 4 » :
قصبهء أردن وشهرستان [ درهء ] كنعان است كه در ميان كوه ودرياچه قرار گرفته است . از اين رو تنگ ودر تابستان گرم ورنجزا [ وبا خيز ] مىباشد . درازايش يك فرسنگ وبي پهنا است . بازارش از يك كوچه تا ديگرى است . گورستانش بر كوه است ، هشت گرمابهء بي سوخت دارد با چند دست شوئى « 5 » كه آبش گرم است . جامعش در بازار ، بزرگ وخوبست وبا سنگريزه فرش شده ، ستونهايش با سنگهاى پيوسته است . گويند :
هامش
( 1 ) در ص 24 : 5 و 32 : 6 « مقلوبه » كه نام درياچهء « بحر الميت » است ودر ص 28 : 9 نهر مقلوب بگذشت .
( 2 ) از أماكن افسانه خيز يهود است ص 211 و 239 : 16 .
( 3 ) نوا ( ياقوت 4 : 815 ) .
( 4 ) تعريف شهر طبريه را ياقوت از اين كتاب با عبارتى رساتر نقل كرده است ( ياقوت 3 : 510 : 5 ) گويا در عبارت أحسن التقاسيم پس وپيش رخ داده باشد .
( 5 ) متن مياص ( مقدسي ) ميض ( ياقوت ) .