تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
و ليس له الرجوع بعد الاقباض ان كانت لذى الرحم او بعد التلف او التعويض و فى التصرف خلاف و قيل الزوجان كالرحم و له الرجوع فى غير
شرح
يك نوع هبه است و شرط عوض در آن شده پس محكوم به احكام هبه است . 2 - هبهء غير معوّضه يا مجّانيه كه بيشتر مورد بحث ما در همين قسم بود . تقسيم ديگر : هبه يا جايزه است و يا لازمه ، بيان مطلب : اصل در هبه آنست كه جايزه باشد يعنى واهب حق رجوع داشته باشد ولى در مواردى هبه لازم مىشود و بعد از اقباض يعنى تسليم موهوب به موهوب له ديگر واهب حق رجوع و استرداد عين را ندارد و فقها اين موارد را تا پنج مورد ذكر نموده‌اند كه جناب علّامه به بخشى از آنها اشاره كرده : 1 - هبه به ارحام و خويشاوندان فى المثل اگر پدرى مالى را به فرزندش هبه كند و به قبض او دهد چنين هبه‌اى لازم است و حق رجوع ندارد و يا برادر به برادر و . . . 2 - بعد از تلف شدن پس اگر عينى را به كسى هبه كردند و آن عين دست او تلف شد حال با افراط و تفريط يا بدون آن ديگر حق رجوع ندارد . 3 - در هبهء معوضه هم كه طرفين عوض را به قبض يكديگر داده‌اند واهب حق رجوع در هبه ندارد . 4 - امّا اگر متّهب در عين مال تصرفاتى انجام داده ولى عين مال موجود است و تلف نشده و عوض هم نداده و از خويشاوندان هم نيست آيا به مجرّد تصرف هبه لازمه مىشود يا خير ؟ محلّ اختلاف است بعضى آن را موجب لزوم مىدانند و بعضى خير البته تصرفات هم تقسيم مىشود به ناقله و غير ناقله به متلفه و غير متلفه به مغيّره و غير مغيّره كه بايد در كتب مفصله بحث شود . و بعضى گفته‌اند : زن و شوهر همانند ارحام هستند كه اگر يكى به ديگرى هبه‌اى كرد لازمه است و حق رجوع ندارد .