و لو قال ان شهد فلان فهو صادق لزمه و ان لم يشهد و يشترط فى المقر التكليف و الحريّة و يتبع العبد باقراره بعد العتق و فى المقر له اهلية التملّك و لو اقر للعبد فهو لمولاه
شرح
7 - هرگاه كسى بگويد : اگر فلانى عليه من گواهى دهد من سخن او را تصديق مىكنم و او راست مىگويد به همين كلام آن حقّ مورد نزاع بر گردن اين گوينده ثابت مىشود و لو آن شخص شهادت ندهد [ البته به قول علّامهء شعرانى :
علامه ره در تذكره و شهيد ره در لمعه گويند اين اقرار صحيح نيست چون مردم اين عبارت را براى مبالغه در راستگوئى بعض اشخاص مىگويند مثلًا اگر فلانى روز روشن را هم بگويد شب است بايد باور كرد و . . . ]
8 - شرائط اقراركننده :
الف : مقر بايد مكلّف و بالغ باشد و گرنه اقرار او نافذ نيست .
ب : مقر بايد عاقل باشد پس اقرار مجنون پذيرفته نيست .
ج : مقر بايد حرّ و آزاد باشد پس اقرار بردگان فعلًا پذيرفته نيست تا به گردن مولى چنين حقى ثابت شود آرى اگر در دوران بردگى به يك حق مالى يا جانى بر نفع ديگرى و عليه خود اعتراف نمايد بر ذمّهء خود او مستقر شده و پس از آزادى از وى مطالبه مىشود .
شرائط مقرّ له يا كسى كه به نفع او اقرار شده :
مقر له بايد شرعاً اهليت و قابليّت مالك شدن نسبت حق مورد اقرار را داشته باشد بنابراين اگر شخصى به يك حق مالى براى عبد اقرار كند از آنجا كه عبد صلاحيت مالكيت ندارد اين اقرار به نفع مولى تمام شده و اموال از آن مولى مىشود مگر در عبد مبعض كه به نسبت آزادى اقرار به نفع او مقبول خواهد بود .
شرائط مقرّ به : مقر به بايد امرى باشد كه شرعاً ارزش دارد و اگر مقرّ در