تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 646

مساهمون:

ص٦٤٦
مىتواند آزادى او را محدود كند . بزرگترين تيشه‌اى كه به ريشهء اخلاق زده شده ، به نام آزادى و از راه همين تفسير غلطى است كه از آزادى شده است . وقتى كه از آقاى راسل سؤال مىشود : « آيا خود را به هيچ يك از سيستمهاى اخلاقى مقيد مىدانيد ؟ » جواب مىدهد : « آرى ، ولى جدا ساختن اخلاق از سياست كار بسيار دشوارى است . به عقيدهء من علم اخلاق بايستى بدين طريق عرضه شود : فرض كنيد زيدى بخواهد فلان عمل را كه براى خودش مفيد بوده و در عين حال به همسايگانش زيان مىرساند انجام بدهد . اگر زيد بدين طريق براى همسايگان خود ايجاد مزاحمت كند آنان گرد هم جمع شده و خواهند گفت : « ما به هيچ وجه موافق نيستيم ، بايد كارى كرد كه او سوء استفاده نكند . » بنابراين ملاحظه مىشود كه كار ما به يك امر جنايى مختوم مىگردد و اين قضيه كاملًا منطقى و عقلانى است . روش اخلاقى من عبارت از ايجاد هماهنگى بين منافع عمومى و خصوصى افراد اجتماع مىباشد . » « 1 » اين روش اخلاقى از لحاظ عملى بودن كمتر از مدينهء فاضلهء افلاطون نيست . آقاى راسل در اخلاق مقدساتى را به رسميت نمىشناسد ، معانى و مفاهيمى كه انسان آنها را برتر از منافع مادى شخص خود بداند و به خاطر آنها ميل و خواست و ارادهء خود را محدود كند سراغ ندارد ، اخلاقى را كه مبتنى بر چنين معانى و مفاهيم باشد اخلاق « تابو » مىخواند ، يگانه چيزى را كه مقدس مىشمارد آزادى خواست و اراده و ميل است ، آزادى اراده و ميل را فقط با مواجه شدن با ميل و ارادهء ديگران در جهت مقابل قابل تحديد مىداند ، آنگاه گرفتار اين بن بست مىشود كه در اين صورت چه قدرتى مىتواند آزادى شخص را محدود كند و او را در مقابل آزاديهاى ديگران وادار به تسليم و احترام نمايد ؟ مىگويد : قدرت منع و جلوگيرى ديگران ؛ مىگويد : من كه به خاطر منافع خودم مىخواهم منافع ديگران را به خطر اندازم ، آنها به خاطر منافع خودشان با يكديگر اتفاق خواهند كرد و جلوى مرا خواهند گرفت و من ناچار تسليم
هامش
( 1 ) . جهانى كه من مىشناسم ، ص 64 و 65