تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 668

مساهمون:

ص٦٦٨
بر صاحب الزمان عليه السّلام عرضه مىكنند و سپس بر هر يك از ائمه عليه السّلام تا برسد به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله ، و سپس بر خداوند عرضه مىشود . پس آنچه از جانب خدا نازل مىشود ، و آنچه به سوى او بالا مىرود ، به واسطه معصومين عليهم السّلام است ؛ و آنان نيز به قدر طرفة العينى از خدا بىنياز نيستند » . 6498712 خ 0 74 خ اين روايت ، نشان‌گر آن است كه « محمد بن على بن بلال » در دوره پيش از انحرافش ، مورد عنايت و توجه بزرگان و خواصّ شيعه و حتى شخصيتى همچون « حسين بن روح » بوده است ! نكته قابل ذكر در مورد اين روايت آن‌كه ، اين ارتباط « ابن روح » و « بلالى » ، مربوط به دوره سفير دوم است ؛ يعنى زمانى كه « ابن روح » نقش دستيار براى سفير دوم را داشت و خود به مقام سفارت نرسيده بود ؛ زيرا انحراف « بلالى » در دوره سفير دوم و در معارضه با وى انجام پذيرفت . همان‌گونه كه گفته شد ، شيخ طوسى در كتاب غيبت ، در قسمت مربوط به وكلاى مذموم ، نام « محمد بن على بن بلال » را آورده و توضيحى نداده است ؛ ولى در قسمت مربوط به مدّعيان دروغين بابيت در عصر غيبت صغرا ، مجددا ضمن اشاره به نام وى ، به علت انحراف وى نيز اشاره كرده ، و در ادامه ، جريان برخورد سفير دوم با « بلالى » به منظور استرداد اموال امام عليه السّلام و استخلاص آن از دست « بلالى » را ذكر كرده است . آن سان كه از نقل شيخ طوسى استفاده مىشود ، در عصر سفارت « محمد بن عثمان بن سعيد » ، سفير دوم ناحيه مقدّسه ، « ابو طاهر بلالى » نيز هم‌چنان نقش وكالت را عهده‌دار بود ، ولى رفته‌رفته مشخص شد كه وى اموالى را كه به عنوان وكيل امام عليه السّلام از شيعيان دريافت مىكند تا به سفير ناحيه تحويل دهد ، در نزد خود محبوس مىسازد ! و بالاخره مدعى شد كه نايب و باب حضرت مهدى عليه السّلام خود او است ! و اين دعوى باطل تا حد رسوايى وى در نزد شيعيان پيش رفت ؛ تا جايى كه وى مطرود و ملعون امام عليه السّلام ، سفير او و شيعيان واقع شد ! سفير دوم نيز اقداماتى را كه لازم مىدانست براى مقابله با وى انجام مىداد . شيخ طوسى در اين رابطه به جريان جالبى به نقل از يكى از پيروان و هواداران « بلالى » اشاره كرده كه حكايت از زيركى و تبحرّ سفير ناحيه در برخورد با اين جريانات و نيز اشراف ناحيه مقدّسه بر جريانات دروغين بابيّت دارد . بنا بر اين نقل ، فرد مزبور مىگويد :