1 - فبارض سينا هل سيصمد راقص * و يحرّر القدس الشّريف طعام ؟ !
2 - أ تعيد للجولان سالف عزّه * مزق هوت و هوى بها الإتهام ؟ !
3 - و حمى الجنوب أيفتديه مسمسر * بزعيقه ان هاجمت أخصام ؟ !
4 - بلدى الّذى قدبيع ليس يعيده * رقص الحبال و شهوة و وحام
5 - فالجالسون على الأرائك كلّهم * باعوا الضّمير و هدّهم إحجام
6 - مهما سموا نحو العلاء فكلّهم * مستأجرون ، و كلّهم خدّام
7 - لو يملأوا الدّنيا مجالس قمّة * أقسمت أنّ القائمين قمام « 1 »
1 - 4 - در سرزمين سينا ، بلندىهاى جولان ، جنوب لبنان ، حاكمان بىلياقتى حكم مىرانند كه بهواسطهى آنان ذلّتى بر جهان اسلام وارد گشته و موجب تسلّط يهود بر آنان گرديده است . اين حاكمان رقاصّان و اوباش و اراذلند كه اميد مقاومت از آنان نمىرود . آيا دلالان حاكم جنوب ( لبنان ) و بلندهاى جولان براى بازپسگيرى اين سرزمينها از دست يهود سرو صدا مىكنند ؟ اين مسخره است !
5 - مدعيان دروغين عرب بندبازان و هوسرانانى هستند كه وجدانهاى خويش را فروختهاند
6 - و اگر ترّقى و پيشرفتى در آنها ديده شود عاريتى و موقّتى است . آنها از خود چيزى ندارند و مزدوران بيگانهاند .
7 - اگر دنيا را مجالس سران پر كنند بخاطر بىكفايتى آنان سوگند مىخورم كه در نهايت تودههاى مردم قيامكنندگان حقيقىاند .
* * *
1 - فتثلّمت أسيافنا فى خيبر * خجلا و غاب الفارس الضّرغام
2 - و تساقطت أبطالنا فى كربلا * و الذّلّ ساد فزلزلت أقدام
3 - و تفرّقت أجنادنا مهزومة * و الموت يعصف و النّساء عقام
4 - الدّاء شرّش لم تفده تمائم * و الطّبّ أعجز و الشّفاء عقام
5 - مولاى من ذاك الزّمان تهافتت * أجيالنا ، و تفشّت الأورام « 2 »
1 - شمشيرهاى برّان خيبرى را مىبينيم كه از خجالت سوراخسوراخ گرديدهاند و از شير يكّهتاز عرصهى پيكار اثرى نيست ؛
2 - پهلوانان در كربلا به خاك غلتيدهاند و ذلّت و سستى بر همهچيز سيادت مىكند . . .
3 - لشكريان پراكنده شده و نسيم مرگ وزيدن گرفته است . گويا زنان نيز عقيم گشتهاند .
4 - ديگر هيچ ورد و دارويى بر اين بيمارى اثر گذار نيست ، و علم پزشكى نيز عاجز شده و شفا هم مفيد فايده نيست
5 - مولاى من از آن زمان نسلهاى ما فرياد مىزنند .
* * *
1 - يا مهرقين على الحسين دموعكم * أسفا و هذى الحادثات جسام
هامش
( 1 ) - همان ؛ ص 185 .
( 2 ) - همانجا .