نمود كه گفت از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم ، آيا مثال قائم در قرآن مجيد هست ؟ فرمود :
بلى او مانند همان كسى است كه خداوند او را صد سال ميرانيد سپس زنده گردانيد .
و مانند اين خبر كه فضل بن شاذان از حماد بن عبد الكريم نقل كرده كه امام جعفر صادق عليه السّلام فرمود : چون قائم ما قيام كند مردم ميگويند ، چطور ممكن است اين قائم باشد ، و حال آنكه استخوانهاى او سالهاست كه پوسيده ؟ .
آنچه در بارهء اين اخبار و نظائر آن ميتوان گفت اينست كه : بايد مردن قائم را بمعنى مردن ياد او بگيريم ، بطورى كه مردم گمان ميكنند استخوانهايش پوسيده ، سپس خداوند همانطور كه « عزير » را بعد از صد سال مردن حقيقى آشكار ساخت ، قائم را نيز ( بعد از صدها سال غيبت و پنهانى ) ظاهر مىگرداند . اين توجيهى است كه در تأويل اين گونه اخبار نزديك بفهم است .
بعلاوه اين اخبار ، همه خبر واحد هستند و مفيد علم نيستند « 1 » و با آنچه عقول ما پذيرفته ، و اعتبار صحيح و اخبار متواتره كه پيشتر نقل كرديم آن را امضا و تقويت كرده است ، نميتواند معارض باشد . بلكه واجب است در معنى اين گونه اخبار توقف نمود و به آنچه معلوم و روشن است چنگ زد .
ما هم بعد از فرض صحت آن بتأويل آن پرداختيم همانطور كه در امثال اين گونه اخبار كه با برخى اخبار ديگر منافات دارد ، همين كار را ميكنيم .
هامش
( 1 ) در صفحه 330 گفتيم كه خبر واحد عكس خبر « متواتر » است . خبر واحد هر چند روايات متعدد باشد ، ولى چون باندازهاى نيست ، كه از طرق مختلف و روات بسيار روايت كرده باشند ، كه از لحاظ سند و مضمون يقين حاصل شود لذا تمام آنها حكم يك روايت دارد ، كه مورد اعتماد و اطمينان نيست .