و هر بار گروهى از مؤمنين از وى رو بر ميتافتند تا اينكه پيروان او مردّد شدند و بهفتاد و چند مرد تقليل يافتند . آنگاه خداوند بوى وحى فرستاد كه : نقاب شب ظلمانى از چهره صبح نورانى در پيش رويت برداشته شد . زيرا حق آشكار گشت و نور ايمان از زنگار ارتداد كسانى كه داراى سرشت پليد بودند پاك گرديد .
اگر من كفار را نابود كنم ، ولى كسانى را كه به تو ايمان آورده بودند و بعد از تو روى برتافتند و مرتد گشتند باقى گذارم ، بوعده خود عمل نكردهام ، وعدهاى كه بمؤمنين سابق قومت كه در ايمان بيگانگى خدا اخلاص ورزيده و بريسمان پيغمبريت چنگ زدهاند ، دادم كه آنها را در روى زمين جاى دهم و در دين ثابت بدارم و ترس آنها را تبديل بأمن كنم ، تا شك از لوح دلشان بر طرف شود و مرا با اخلاص ، پرستش كنند چطور ممكن بود كسانى را كه مرتد شدند در زمين جاى دهم و دينشان را ثابت نگهدارم و ترسشان را تبديل بأمن كنم ؟ ! در صورتى كه ميدانم كه ايمانى ضعيف و سرشتى پليد و باطنى بد دارند ؟ .
اگر در موقع نابود ساختن دشمنان ، كه ميخواستم مؤمنين را در زمين جاى دهم ، آن طايفه مرتد بوى خلافت را كه بمؤمنين داده شده ، استشمام ميكردند ، در نفاق و گمراهى راسختر ميگشتند و با برادران خود بدشمنى بر ميخواستند و بخاطر رياست با آنها ميجنگيدند ، بنا بر اين با اين فتنهها و جنگها با برادران چطور ممكن است تمكين از دين و انتشار ايمان در ميان مؤمنين جمع شود ؟ پس با امداد و وحى ما كشتى را بساز ! .
سپس حضرت صادق عليه السّلام فرمود قائم ما هم غيبتش طولانى ميگردد تا آنكه حق آشكار گردد ، و نور ايمان از زنگار ارتداد شيعيانى كه داراى سرشت پليد هستند پاك شود بطورى كه اگر آنها احساس كنند در ايام ظهور مهدى مؤمنين با اخلاص از عزت و ثبات ايمان و امنيت آن زمان بهرهمند خواهند بود ، بواسطهء نفاقى كه دارند ، بوحشت مىافتند مفضّل ميگويد : عرضكردم : يا ابن رسول اللَّه ! ناصبىها ميپندارند كه اين آيه « 1 »
هامش
( 1 ) منظور آيهوَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ . . .است كه حضرت مضمون آن را نقل فرموده و در صفحهء 259 گذشت .