خدمت ابوالحسن عليه السلام نوشت : سرورم ! اگر صلاح بدانيددعايى به من بياموزيد كه پس از نمازهايم بخوانم تا خدا خير دنيا و آخرت را بدان وسيله به من مرحمت كند ! امام عليه السلام نوشت : « مىگويى خدايا به ذات كريم تو و به عزّت پايدارت و به قدرتت كه هيچ چيز در برابر آن بازنايستد ، از شرّ دنيا و آخرت و از شّر تمام دردها پناه مىبرم ! » « 1 »
21 - از ابوعلى بن راشد نقل كرده است ، مىگويد : به ابوالحسن عليه السلام عرض كردم : فدايت شوم ! شما به محمّد بن فرج نوشته بوديد و به او تعليم داده بوديد كه بهترين چيزى را كه در نمازهاى واجب مىخوانى ،
إِنَّا أَنْزَلْناهُ
و
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
است ، ولى در نماز صبح دلم به خواندن آنها تنگ مىشود ؟ ! فرمود : « نبايد با آن دو سوره دلتنگ شوى زيرا به خدا سوگند كه فضيلت به آن دو سوره است . » « 2 »
22 - صدوق مىگويد : على بن مهزيار از ابو الحسن عليه السلام راجع به مردى پرسيد كه در بيابان قرار مىگيرد ، وقت نماز واجب مىرسد ، و تا آخر وقت نماز نمىتواند از آن بيابان بيرون رود ، با نمازش چه كند ؟ در حالى كه از خواندن نماز در وسط بيابان نهى شده است ! فرمود : « در همان بيابان نمازش را بخواند ولى از وسط راه به كنارى رود . » ( چوم وسط راه نماز خواندن كراهت دارد - م . ) « 3 »
23 - داوود صرمى از بوالحسن على بن محمّد عليهما السلام پرسيد و عرض كرد : من در يك جهت خاصى از آبادى بيرون مىشوم و در اثر برف
هامش
( 1 ) - كافى : 3 / 346 .
( 2 ) - همان : 3 / 315 و تهذيب : 2 / 290
( 3 ) - من لا يحضره الفقيه : 1 / 244