متساوى قسمت مىشود . در اين قضايا نيز حاكم عقل خالص است و آنها را « قضايا قياساتها معها » ميگويند .
( 7 / 5 ) ( سوم ) حدسيات : قضايائى است كه از احساس مبادى بطور حدس انتقال به حكم حاصل گردد مثل حكم باينكه نور ماه از خورشيد كسب شده بواسطهء مشاهده اشكال مختلف ماه در اوضاع مختلف نسبت به زمين و خورشيد . در اينگونه قضايا حاكم عقل است ولى با كومك حس غيرسمعى بدون احتياج بتكرر مشاهده چه بوسيلهء حس بصرى يا غيربصرى باشد .
حدس بمعنى سرعت انتقال است و حدس در اصطلاح فلاسفه از دو جهت با فكر اختلاف دارد و در مقابل فكر قرار داده شده است :
زيرا ( اولا ) فكر با دو انتقال حاصل مىشود يكى انتقال از مطلوب بمبادى و انتقال ديگر بازگشت از مبادى بمطلوب است ( ثانيا ) انتقال در فكر بطور حركت و تدريجى در حدس دفعى محقق مىشود و انتقال دفعى حركت نيست بنابراين حدس بدون حركت است اين تعريف را در اين مورد قطب الدين رازى براى حدس بيان كرده است « 1 » تعريف مذكور با آنچه از نمط سوم اشارات قبلا نقل شد اختلاف دارد زيرا خواجه طوسى در آنجا گفته است در احكام حدسى واسطه و حكم باهم بذهن مىآيند و واسطه بر حكم مقدم نيست تا انتقال حاصل گردد ، بنا بگفتهء خواجه علم حدسى مانند فطريات است كه جزم به حكم با واسطه دفعتا در ذهن حاصل ميشوند ، تفاوتى كه علم حدسى با فطريات دارد از اينجهت است كه علوم فطرى عموميت داشته و براى همهكس
هامش
( 1 ) شمسيه ص 179 .