گويى مىبينم گرگان صحرا ، پيكرم را ميان نواويس « 1 » و كربلا مىدرند و شكم گرسنه و خالى خود را از من پر مىكنند و تشنگى خود را با خون من بر طرف مىسازند .
گريزى نيست از سرنوشت رقم خورده ، رضايت خدا ، رضايت ما أهل بيت است ، بر بلايى كه او داده صبر مىكنيم و او نيز پاداش صابران را تمام و كمال به ما مىدهد . پارهء تن پيامبر خدا از او جدا نمىماند و در حظيرهء « 2 » قدس با او گرد مىآيد و خدا چشمان او را بدانها روشن مىدارد و وعدهاش را به آنان تحقّق مىبخشد ! هر كس در راه ما خونش را بدهد و خود را براى ديدار خدا آماده كند ، كوچ كند كه من صبح فردا عازمم ، ان شاء اللَّه .
251 - - 23 . امام حسين عليه السلام از فرزدق دربارهء عراقيان پرسيد و او گفت : دلهايشان با تو و شمشيرهايشان با بنى اميه و عليه توست و كمك و پيروزى از جانب خداست .
امام فرمود : تو را راستگو مىبينم ، مردم بنده مالاند ، و دين آب دهان آنان است ، تا زندگيشان بدان بچرخد نگهش مىدارند و چون گرفتار شوند ، دينداران اندك گردند .
و در نقل ديگرى آمده است كه به فرزدق گفت : كار از پيش و پس ، در اختيار خداست و پروردگار ما در هر لحظه به كارى است . اگر قضاى الهى آن گونه كه دوست داريم فرود آيد ، خداوند را بر نعمتش سپاس مىگزاريم و از همو بر اداى شكرش يارى مىجوييم ، و اگر قضاى الهى از اميدمان جلو گرفت ، آسيبى به كسى كه نيّتش حقّ و باطنش تقوا باشد نمىرساند .
پس فرزدق به ايشان گفت : آرى ، خداوند تو را به مطلوبت برساند و از آنچه بيم دارى كفايتت كند .
252 - - 24 . و چون عمر بن سعد - خداوند لعنتش كند - بر او درآمد و امام عليه السلام يقين
هامش
( 1 ) . مقبرهء مسيحيان و احتمالا جايى در آن سوى كربلاى فعلى .
( 2 ) . حظيره يعنى پرچين و آن جايى است محدود و حفاظت شده كه براى نگهدارى و يا خشك كردن محصول در مزارع مىسازند .