نخست در استحكام بناهاى خود سعى مىنمودند چون از بدويت فاصله گرفتند ، به جنبههاى زيبايى ظاهر آنها نيز توجه كردند . مثلا مىبينيم كه المنصور در مسجد جامع اشبيليه منبرى عظيم مرصع به صندل و عاج و زر و سيم مىسازد و مقصورهء آن به نقره زينت مىدهد .
و مىبينيم كه منارهء اين مسجد را با دو گوى طلا مىآرايد . در ضمن اين حركت بزرگ عمرانى و فنى شمارى از اقطاب هندسه و هنر ظهور كردند چون حاج يعيش المالقى و معمار احمد بن باسه و معلم ابو الليث الصقلى و ديگر كسانى كه نامشان بر آثارشان ثبت شده است . اين حركت فنى و هنرى از اندلس به مغرب نيز رسيد و در پايتخت خلافت موحدين ، مراكش نيز در عهد خليفه المنصور ، قصور باشكوهى به وجود آمد . از جمله احداث يا اتمام منارهء جامعة الكتيبه است به شيوهء مناره مسجد بزرگ اشبيليه و احداث منارهء حسان در شهر رباط كه البته به پايان نرسيد . اين منارهها هنوز هم برپاىاند . منارهء بزرگ اشبيليه بعدها به برج ناقوس كليساى بزرگ اشبيليه بدل شد و مسجد جامع آن به كليسا . اين مناره با وجود اين هنوز رنگ و حالت اسلامى خود را حفظ كرده است .
آرايشهاى عربى اسلامى آن و شرفهها و پنجرههاى آن حكايت از ترقى و تعالى صنايع مستظرفه در عصر موحدين است .
در عصر موحدى چيزى كه ما را راهنمايى كند كه به موسيقى نيز ارج مىنهادهاند يافته نشد . موحدين با آنكه به سوى تسامح گراييدند و در بناى عمارات بدانگونه كه بيان كرديم از سادگى به آرايش روى آوردند ولى به موسيقى توجهى نداشتند . از اين رو كسى را كه در موسيقى صاحب نام و آوازه شده باشد نمىبينم . البته محمد بن احمد بن الرّقوطى المرسى كه هندسه و منطق و فلسفه و طب را جمع داشت در موسيقى هم حذاقت يافته بود ولى او پس از انقراض موحدين در مشرق اندلس آنگاه كه شهرهاى بزرگ اين منطقه به دست مسيحيان افتاده بود ظهور كرد . « 27 »
از هنرهاى زيبا كه در عصر موحدين شكوفا شد يكى هنر نگارش و تذهيب كلام الله
هامش
( 27 ) . راجع به الرقوطى رجوع كنيد به صفحه 574 از همين كتاب .