تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
و بدينسان معلوم شد كه تازه وارد امام نبود ، بلكه عبيدالله بن زياد و پسر مرجانه ملعون بود . حكمرانى كه حكومت مركزى شام به پيشنهاد سرجون مسيحى او را به كوفه فرستاد تا تحولات حركت امت را در اين شهر مهار كند . زيرا كه او با ويژگىهاى روحى كوفيان آشنا بود . تجربهء ادارى شيطانى داشت و بر ستم و بيداد توانا بود .

كوفيان . . . و اقدام مناسب

براى پيروزى هر حركت انقلابى كه قصد ايجاد دگرگونى در اوضاع سياسى هر سرزمينى را داشته باشد ، به عوامل و شرايط چندى نياز است ؛ كه شايسته است رهبرى آن حركت بدانها توجه داشته باشد و براى موفقيت اين حركت در راستاى رسيدن به هدف‌هاى از پيش تعيين شده بر اساس آنها عمل كند . نگرش در تحرك اهل كوفه پس از مرگ معاويه - نپذيرفتن خلافت يزيد بن معاويه و مكاتبه با امام حسين در مكه و اظهار فرمانبردارى كردن و خواهان آمدن حضرت شدن - نشان مىدهد كه در آنجا مجموعه‌اى از شرايط وجود داشت كه لازم بود بزرگان و اشراف كوفه ، كه تصدى اين كار را عهده‌دار بودند ، براى تحقّق و فراهم ساختن آنها بكوشند تا اين قيام و نهضت به اهداف از پيش تعيين شده خود برسد . نخستين و مهم‌ترين كارى كه كوفيان مخالف بايد انجام مىدادند اين بود كه نيروهايشان را بسيج كنند و هر چه زودتر ، پيش از آمدن امام ، اوضاع كوفه را به دست گيرند . به اين منظور براى مثال بايد حاكم اموى و معاونان و اركان ادارى و جاسوسانش را شناسايى و دستگير مىكردند . براى اينكه حكومت اموى براى مدتى طولانى از اخبار كوفه بىاطلاع بماند و پيش از آمدن امام عليه السلام با قيام مردم مقابله نكند خروج از كوفه را جز با مجوز ويژه ممنوع مىكردند . امام پس از آمدن ، زمام امور را به دست بگيرد و انقلاب را به سوى هدف‌هاى كامل آن هدايت كند . پىبردن به ضرورت چنين اقدام هايى تازگى نداشت و انديشه‌اى نبود كه تنها نوابغ سياسى بدان پى ببرند ، بلكه عامه مردم نيز چنين چيزى را درك مىكردند . عبدالله عباس در ضرورت اقدام به چنين كارى خطاب به امام عليه السلام گفت : اگر اهل عراق خواهان شما