تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
كَيْدَهُنَّ
« 1 » ؛ پروردگارا زندان نزد من خوشتر است از آنچه كه مرا بدان مىخوانند و اگر نيرنگ آن زنان را از من نگردانى به آنان مىگرايم و از نادانان مىگردم ، پس پروردگارش او را پاسخ داد و نيرنگشان را از او برگرداند » . ديرى نگذشت كه به فرمان عزيز مصر يوسف به زندان افتاد . نگارنده گويد : در برخى روايات آمده است كه آن كودك سه ماهه كه به اذن الهى به سخن آمد و از يوسف دفاع كرد خواهرزاده زليخا بود . همچنين درباره‌ى زنانى كه با ديدن يوسف دست خود را بريدند بايد گفت كه هرچند آنها دست‌هايشان را بريده بودند ولى دردى را حس نمىكردند . اين حالت به هنگام دلباختگى و شيفتگى عميق پيش مىآيد . در تاريخ عشق‌هايى چنين نقل كرده‌اند ؛ همچون شاعر شهير عرب كه از عشاق سبعه بود . همچنين گفته‌اند كه مردى يهودى چنان دلباخته معشوقه‌ى بود كه براى معشوقه‌ى - اش بيمارش غذا آماده مىكرد و ناگهان صداى ناله او را شنيد و سراسيمه به سويش رفت و هنگامى كه بازگشت چنان غرق عشق او بود كه با دستش غذاى جوش آمده را به‌هم مىزد و دستش تكه‌تكه مىشد ولى او دردى را حس نمىكرد . من خود در شيراز مردى را ديدم كه به معشوقه‌اش نرسيده بود و با دو چاقو بر خود ضربه‌هاى متعددى مىزد و با اينكه گوشت بدنش آويزان شده بود ولى با اين حال دردى را احساس نمىكرد . در كتاب مقامات النجاه و زهر الربيع درباره اين مطلب بيشتر سخن گفته شده است . امام باقر عليه السّلام فرموده‌اند : تفسير آيه‌ى
« ثُمَّ بَدا لَهُمْ مِنْ بَعْدِ ما رَأَوُا الْآياتِ لَيَسْجُنُنَّهُ حَتَّى حِينٍ
« 2 » ؛ آنگاه پس از آنكه نشانه‌ها را ديدند هرچند كه دانستند كه يوسف بىگناه است نظرشان بر اين شد كه او را مدتى به زندان افكنند » . چنين است كه اين آيات درباره گواهى دادن آن كودك و پيراهن شكافته شده يوسف و فرارش و تعقيب زليخاست . پس از آنكه عزيز مصر از ماجراى يوسف و
هامش
( 1 ) . سوره يوسف 33 و 34 . ( 2 ) . سوره يوسف / 35 .